نتایج بلندمدت RTOG 91-11: مقایسه سه راهبرد درمانی غیرجراحی برای حفظ حنجره در بیماران مبتلا به سرطان حنجره پیشرفتهٔ موضعی
- نوع مطالعه
- کارآزمایی بالینی
- نام مطالعه
- RTOG 91-11
- طراحی
- کارآزمایی تصادفیسازیشدهٔ سهشاخه (Intergroup) برای مقایسهٔ راهبردهای حفظ حنجره
- حجم نمونه
- ۵۲۰ بیمار (تحلیلشده)
- منبع
- JCO · ۲۰۱۳
به زبان ساده
در این مطالعه سه روش درمان بدون جراحی برای بیماران مبتلا به سرطان پیشرفتهٔ حنجره مقایسه شد تا بتوان حنجره را حفظ کرد: شیمیدرمانی قبل از پرتودرمانی، شیمیدرمانی با سیسپلاتین همزمان با پرتودرمانی، و پرتودرمانی بهتنهایی. پس از حدود ۱۰ سال پیگیری، هر دو روش همراه با شیمیدرمانی احتمال زندهماندن بدون برداشتن حنجره را نسبت به پرتودرمانی تنها بیشتر کردند. درمان همزمان سیسپلاتین و پرتودرمانی بیشتر از دو روش دیگر به حفظ حنجره کمک کرد، اما در این گروه مرگهای ناشی از علل غیرمرتبط با سرطان حنجره یا درمان بیشتر بود. انتخاب درمان باید با تیم درمان و با توجه به شرایط هر بیمار انجام شود.
نتایج کلیدی
گروههای درمانی و رژیم دارویی
تا ۳ دوره PF هر ۳ هفته: سیسپلاتین ۱۰۰ میلیگرم بر مترمربع روز ۱ و فلوئورواوراسیل ۱۰۰۰ میلیگرم بر مترمربع در روز به مدت ۵ روز. پاسخدهندگان (کاهش دستکم ۵۰٪ تومور اولیه و دستکم بیماری پایدار در گردن) پرتودرمانی ۷۰ گری در ۳۵ جلسه (۲ گری در هر جلسه) دریافت کردند. بیمارانی که پس از ۲ دوره PF در محل اولیه کمتر از پاسخ نسبی داشتند، در گردن پیشرفت کردند یا در هر زمانی طی القا پیشرفت داشتند، جراحی نجات (لارنژکتومی) شدند.
سیسپلاتین ۱۰۰ میلیگرم بر مترمربع در روزهای ۱، ۲۲ و ۴۳ پرتودرمانی، همزمان با پرتودرمانی تا ۷۰ گری.
پرتودرمانی بهتنهایی تا ۷۰ گری، بدون شیمیدرمانی.
منبع جزئیات رژیم درمانی: متن کامل مقاله (PMC3577950)
دوزها صرفاً برای اطلاع متخصصان و مطابق پروتکل این مطالعه ذکر شدهاند و نسخه درمانی نیستند. تجویز هر دارو باید توسط پزشک معالج و بر اساس شرایط بیمار انجام شود.
جمعیت مطالعه
۵۴۷ بیمار تصادفیسازیشده (۵۲۰ بیمار قابل تحلیل: ۱۷۴ القایی، ۱۷۴ همزمان و ۱۷۲ پرتودرمانی بهتنهایی) با سرطان سلول سنگفرشی حنجره گلوتیک یا سوپراگلوتیک مرحله III یا IV که با لارنژکتومی و پرتودرمانی قابل درمان بود؛ تومورهای T1 و T4 پرحجم (تهاجم بیش از ۱ سانتیمتر به قاعده زبان یا عبور از غضروف) مستثنا بودند. توزیع: T2 ۱۱٪، T3 ۷۹٪ و T4 ۱۰٪؛ N0 ۵۰٪، N1 ۲۱٪، N2 ۲۸٪ و N3 ۲٪؛ ۶۴٪ در مرحله III. دیسکسیون برنامهریزیشده گردن برای بیماران N2 یا N3 در مرحلهبندی اولیه توصیه شد.
نقاط پایانی
نقطهٔ پایانی اولیه: بقای عاری از لارنژکتومی (LFS)، که یک نقطهٔ پایانی مرکب است. نقاط پایانی دیگر گزارششده در چکیده: بقای کلی، نرخ حفظ حنجره، کنترل موضعی-ناحیهای و عوارض دیررس.
ایمنی و عوارض
میزان تجمعی ۱۰ ساله عوارض دیررس درجه ۳ تا ۵: ۳۰٫۶٪ (القایی)، ۳۳٫۳٪ (همزمان) و ۳۸٪ (پرتودرمانی بهتنهایی)، بدون تفاوت معنادار بین گروهها؛ اما مرگهای غیرمرتبط با سرطان حنجره یا درمان در گروه شیمیدرمانی همزمان بیشتر بود (۳۰٫۸٪ در برابر ۲۰٫۸٪ با شیمیدرمانی القایی و ۱۶٫۹٪ با پرتودرمانی بهتنهایی). در گزارش اولیه همین کارآزمایی (Forastiere و همکاران، NEJM ۲۰۰۳)، عوارض شدید در گروههای شیمیدرمانی بیشتر بود (۸۱٪ با القایی PF و سپس پرتودرمانی و ۸۲٪ با سیسپلاتین همزمان، در برابر ۶۱٪ با پرتودرمانی بهتنهایی) و سمیت مخاطی در طول پرتودرمانی با سیسپلاتین همزمان تقریباً دو برابر دو گروه دیگر بود.
اهمیت بالینی و جایگاه در رهنمودها
بر پایهٔ چکیده، سیسپلاتین همزمان با پرتودرمانی نرخ حفظ حنجره و کنترل موضعی-ناحیهای را نسبت به شیمیدرمانی القایی PF و سپس پرتودرمانی و نیز نسبت به پرتودرمانی تنها بهبود داد. بقای کلی تفاوت معناداری نداشت و مرگهای غیرمرتبط با سرطان در شاخهٔ همزمان بیشتر بود. نویسندگان بر نیاز به راهبردهای جدید با عارضهٔ کمتر تأکید میکنند. وضعیت این نتایج در رهنمودهای فعلی باید جداگانه بررسی شود، زیرا چکیده دربارهٔ آن اطلاعاتی نمیدهد.
ترجمه فارسی چکیده مقاله
هدف
گزارش نتایج بلندمدت مطالعهٔ Intergroup Radiation Therapy Oncology Group 91-11 که سهم افزودن شیمیدرمانی به پرتودرمانی (RT) را برای حفظ حنجره بررسی میکرد.
بیماران و روشها
بیماران مبتلا به سرطان سلول سنگفرشی گلوتیک یا سوپراگلوتیک در مرحلهٔ III یا IV بهصورت تصادفی به یکی از سه گروه تخصیص یافتند: سیسپلاتین/فلوئورواوراسیل (PF) القایی و سپس RT (گروه کنترل)، سیسپلاتین همزمان با RT، یا RT بهتنهایی. نقطهٔ پایانی مرکب بقای عاری از لارنژکتومی (LFS) نقطهٔ پایانی اولیه بود.
نتایج
۵۲۰ بیمار تحلیل شدند. میانهٔ پیگیری بیماران زنده ۱۰٫۸ سال است. هر دو رژیم شیمیدرمانی در مقایسه با RT بهتنهایی LFS را بهطور معناداری بهبود دادند (شیمیدرمانی القایی در برابر RT بهتنهایی: نسبت مخاطره [HR] ۰٫۷۵؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۵۹ تا ۰٫۹۵؛ P = ۰٫۰۲؛ شیمیدرمانی همزمان در برابر RT بهتنهایی: HR ۰٫۷۸؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۷۸ تا ۰٫۹۸؛ P = ۰٫۰۳). بقای کلی تفاوت معناداری نداشت، هرچند احتمال نتیجهٔ بدتر با شیمیدرمانی همزمان نسبت به شیمیدرمانی القایی وجود داشت (HR ۱٫۲۵؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۹۸ تا ۱٫۶۱؛ P = ۰٫۰۸). سیسپلاتین/RT همزمان نرخ حفظ حنجره را در مقایسه با PF القایی و سپس RT (HR ۰٫۵۸؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۳۷ تا ۰٫۸۹؛ P = ۰٫۰۰۵۰) و در مقایسه با RT بهتنهایی (P < ۰٫۰۰۱) بهطور معناداری بهبود داد، در حالی که PF القایی و سپس RT بهتر از RT بهتنهایی نبود (HR ۱٫۲۶؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۸۸ تا ۱٫۸۲؛ P = ۰٫۳۵). تفاوتی در عوارض دیررس مشاهده نشد، اما مرگهایی که به سرطان حنجره یا درمان نسبت داده نمیشدند در گروه شیمیدرمانی همزمان بیشتر بود (۳۰٫۸٪ در برابر ۲۰٫۸٪ با شیمیدرمانی القایی و ۱۶٫۹٪ با RT بهتنهایی).
نتیجهگیری
این نتایج ۱۰ ساله نشان میدهد که PF القایی و سپس RT و سیسپلاتین/RT همزمان از نظر نقطهٔ پایانی مرکب LFS اثربخشی مشابهی دارند. کنترل موضعی-ناحیهای و حفظ حنجره با سیسپلاتین/RT همزمان در مقایسه با گروه القایی یا RT بهتنهایی بهطور معناداری بهبود یافت. راهبردهای جدیدی لازم است که حفظ عضو و عملکرد آن را با عارضهٔ کمتر بهبود دهند.
محدودیتها
بر پایهٔ چکیده، افزایش مرگهای غیرمرتبط با سرطان حنجره یا درمان در گروه شیمیدرمانی همزمان و احتمال بقای کلی بدتر (معنادار نبود) باید با احتیاط تفسیر شود. نویسندگان نیاز به روشهایی با عارضهٔ کمتر را مطرح میکنند. فاصلهٔ اطمینان گزارششده برای مقایسهٔ همزمان با پرتودرمانی تنها (۰٫۷۸ تا ۰٫۹۸) عیناً مطابق چکیدهٔ منتشرشده آورده شده است.
ترجمه و خلاصه بر اساس چکیده منتشرشده مقاله (PubMed) و جزئیات رژیم درمانی از منبع ذکرشده تهیه شده است؛ برای نتایج فرعی به متن کامل مقاله مراجعه کنید.