بروز اختلال عملکرد غدد درونریز پس از استفاده از رژیمهای مختلف مهارکنندههای ایمنیچکپوینت: مرور سیستماتیک و متاآنالیز
- نوع مطالعه
- متاآنالیز
- طراحی
- مرور سیستماتیک و متاآنالیز کارآزماییهای تصادفیشده، با استفاده از مدلهای اثر تصادفی لگاودز (log-odds random effects)
- حجم نمونه
- ۷۵۵۱ بیمار در ۳۸ کارآزمایی تصادفیشده
- منبع
- JAMA Oncol · ۲۰۱۸
به زبان ساده
داروهای ایمونوتراپی (مهارکنندههای ایمنیچکپوینت) گاهی بر غدد هورمونساز بدن مانند تیروئید و هیپوفیز اثر میگذارند. این مطالعه نتایج ۳۸ کارآزمایی با ۷۵۵۱ بیمار را کنار هم گذاشت و نشان داد که خطر مشکلات تیروئید و هیپوفیز در کسانی که دو نوع ایمونوتراپی را همزمان (PD-1 بهعلاوه CTLA-4) دریافت میکنند بیشتر است. اگر تحت ایمونوتراپی هستید، پزشک شما باید علائم و آزمایشهای مربوط به غدد را پیگیری کند، چون تشخیص دیرهنگام این عوارض میتواند خطرناک باشد.
نتایج کلیدی
گروههای درمانی و رژیم دارویی
تکدرمانی با مهارکننده PD-1 (programmed cell death protein 1). جزئیات دوز در متن کامل مقاله.
تکدرمانی با مهارکننده CTLA-4 (cytotoxic T-lymphocyte-associated protein-4)، از جمله ایپیلیموماب. جزئیات دوز در متن کامل مقاله.
تکدرمانی با مهارکننده PD-L1 (programmed cell death 1 ligand 1). جزئیات دوز در متن کامل مقاله.
درمان ترکیبی مهارکننده PD-1 بهعلاوه مهارکننده CTLA-4. جزئیات دوز در متن کامل مقاله.
منبع جزئیات رژیم درمانی: چکیده مقاله (دوز داروها در چکیده ذکر نشده است؛ جزئیات دوز در متن کامل مقاله)
دوزها صرفاً برای اطلاع متخصصان و مطابق پروتکل این مطالعه ذکر شدهاند و نسخه درمانی نیستند. تجویز هر دارو باید توسط پزشک معالج و بر اساس شرایط بیمار انجام شود.
جمعیت مطالعه
بیماران مبتلا به تومورهای جامد پیشرفته که در ۳۸ کارآزمایی تصادفیشده با یکی از مهارکنندههای ایمنیچکپوینت (ICI) مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) شامل ایپیلیموماب (ipilimumab)، نیولوماب (nivolumab)، پمبرولیزوماب (pembrolizumab) و آتزولیزوماب (atezolizumab) درمان شده بودند (در مجموع ۷۵۵۱ بیمار واجد شرایط). جستوجوی PubMed تا ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۶ انجام شد.
نقاط پایانی
پیامدهای اصلی: بروز کمکاری تیروئید، پرکاری تیروئید، هیپوفیزیت، نارسایی اولیه آدرنال و دیابت وابسته به کمبود انسولین، همگی در همه درجات شدت.
ایمنی و عوارض
این مطالعه خود بر عوارض جانبی غدد درونریز تمرکز دارد. بروز کمکاری و پرکاری تیروئید در بیماران دریافتکننده درمان ترکیبی بیشترین بود. برای نارسایی اولیه آدرنال و دیابت وابسته به کمبود انسولین، بهدلیل تعداد کم رویدادها استنباط آماری انجام نشد. درصدهای بروز دقیق در چکیده گزارش نشده است.
اهمیت بالینی و جایگاه در رهنمودها
این متاآنالیز دادههای دقیقتری درباره بروز اختلالات غدد درونریز با رژیمهای مختلف ICI ارائه میدهد و نشان میدهد درمان ترکیبی با خطر بیشتر اختلال تیروئید و هیپوفیزیت همراه است. این یافتهها بر اهمیت آگاهی بالینی و پایش اختلالات غدد درونریز در بیماران تحت ایمونوتراپی، بهویژه درمان ترکیبی، تأکید میکند. توصیههای دقیق پایش و مدیریت باید با رهنمودهای بالینی معتبر روز تطبیق داده شود، زیرا چکیده مقاله توصیه عملیاتی مشخصی ارائه نمیکند.
ترجمه فارسی چکیده مقاله
اهمیت
اختلال عملکرد غدد درونریز در صورت عدم تشخیص بهموقع میتواند تهدیدکننده حیات باشد. بروز و خطر ایجاد این عوارض جانبی (AE) به دنبال استفاده از رژیمهای مهارکنندههای ایمنیچکپوینت (ICI) نامشخص است.
هدف
مقایسه بروز و خطر عوارض جانبی غدد درونریز پس از درمان با رژیمهای ICI مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA).
منابع داده
جستوجویی در PubMed تا ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۶ با استفاده از کلیدواژههای «ipilimumab»، «MDX-010»، «nivolumab»، «BMS-963558»، «pembrolizumab»، «MK-3475»، «atezolizumab»، «MPDL3280A» و «phase» انجام شد.
انتخاب مطالعات
سیوهشت کارآزمایی بالینی تصادفیشده که کاربرد این ICIها را برای درمان تومورهای جامد پیشرفته بررسی میکردند شناسایی شدند و در مجموع ۷۵۵۱ بیمار برای متاآنالیز واجد شرایط بودند. رژیمها بر اساس دسته به تکدرمانی با مهارکننده PD-1 (پروتئین مرگ سلولی برنامهریزیشده ۱)، مهارکننده CTLA-4 (پروتئین ۴ مرتبط با لنفوسیت T سیتوتوکسیک) یا مهارکننده PD-L1 (لیگاند ۱ پروتئین مرگ سلولی برنامهریزیشده ۱) و درمان ترکیبی مهارکنندههای PD-1 بهعلاوه CTLA-4 طبقهبندی شدند.
استخراج و تلفیق دادهها
دادهها توسط یک بازبین اصلی (R.B.-S.) استخراج و سپس مطابق رهنمودهای PRISMA (موارد گزارشدهی ترجیحی برای مرورهای سیستماتیک و متاآنالیزها) بهطور مستقل توسط دو بازبین ثانویه (W.T.B. و A.C.G.-C.) بازبینی شد. استنباط درباره بروز عوارض جانبی با استفاده از مدلهای اثر تصادفی لگاودز انجام شد.
پیامدها و سنجههای اصلی
بروز کمکاری تیروئید، پرکاری تیروئید، هیپوفیزیت، نارسایی اولیه آدرنال و دیابت وابسته به کمبود انسولین در همه درجات شدت.
نتایج
در مجموع، ۳۸ کارآزمایی بالینی تصادفیشده شامل ۷۵۵۱ بیمار در این مرور سیستماتیک و متاآنالیز وارد شدند. بروز هر دو مورد کمکاری و پرکاری تیروئید در بیماران دریافتکننده درمان ترکیبی بیشترین بود. بیمارانی که رژیم ترکیبی دریافت کردند، نسبت به بیماران تحت درمان با ایپیلیموماب، بهطور معنیداری بیشتر دچار کمکاری تیروئید (نسبت شانس [OR] ۳٫۸۱؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲٫۱۰ تا ۶٫۹۱؛ P<۰٫۰۰۱) و پرکاری تیروئید (OR ۴٫۲۷؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲٫۰۵ تا ۸٫۹۰؛ P=۰٫۰۰۱) شدند. در مقایسه با بیماران تحت درمان با ایپیلیموماب، بیماران دریافتکننده مهارکنندههای PD-1 خطر بالاتری برای ایجاد کمکاری تیروئید داشتند (OR ۱٫۸۹؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۱٫۱۷ تا ۳٫۰۵؛ P=۰٫۰۳). خطر پرکاری تیروئید، اما نه کمکاری تیروئید، با مهارکنندههای PD-1 بهطور معنیداری بیش از مهارکنندههای PD-L1 بود (OR ۵٫۳۶؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۲٫۰۴ تا ۱۴٫۰۸؛ P=۰٫۰۰۲). در حالی که بیمارانی که مهارکنندههای PD-1 دریافت کردند بهطور معنیداری کمتر از بیماران دریافتکننده ایپیلیموماب دچار هیپوفیزیت شدند (OR ۰٫۲۹؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۰٫۱۸ تا ۰٫۴۹؛ P<۰٫۰۰۱)، بیماران دریافتکننده درمان ترکیبی بهطور معنیداری بیشتر به آن مبتلا شدند (OR ۲٫۲؛ فاصله اطمینان ۹۵٪: ۱٫۳۹ تا ۳٫۶۰؛ P=۰٫۰۰۱). برای نارسایی اولیه آدرنال و دیابت وابسته به کمبود انسولین، بهدلیل تعداد کمتر رویدادها، هیچ استنباط آماری انجام نشد.
نتیجهگیری و اهمیت
مطالعه ما دادههای دقیقتری درباره بروز اختلالات غدد درونریز در بیماران دریافتکننده رژیمهای ICI ارائه میدهد. بیماران تحت درمان ترکیبی در معرض خطر افزایشیافته اختلال عملکرد تیروئید و هیپوفیزیت هستند.
محدودیتها
بهدلیل تعداد کم رویدادها، برای نارسایی اولیه آدرنال و دیابت وابسته به کمبود انسولین استنباط آماری ممکن نبود. جستوجوی منابع تا ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۶ انجام شده است و دادههای بعد از آن را شامل نمیشود. سایر محدودیتها در متن کامل مقاله بررسی شود.
این خلاصه و ترجمه بر اساس چکیده منتشرشده مقاله (PubMed) تهیه شده است؛ برای جزئیات کامل، بهویژه دوزها و نتایج فرعی، به متن کامل مقاله مراجعه کنید.