اهداف یادگیری و پیامهای کلیدی
- پس از این درس باید بتوانید تب نوتروپنیک را تعریف کنید، خطر عوارض را با شاخصهای MASCC و CISNE و طول مورد انتظار نوتروپنی بسنجید و رژیم تجربی بستری یا سرپایی را با دوز دقیق انتخاب کنید [۱، ۲، ۳، ۴].
- در تب نوتروپنیک، نخستین دوز آنتیبیوتیک تجربی باید ظرف ۱ ساعت از تریاژ تجویز شود؛ در یک کوهورت آیندهنگر، هر ساعت تأخیر خطر مرگ ۲۸ روزه را حدود ۱۸٪ افزایش داد [۱، ۵].
- بهترین درمان سندرم لیز تومور پیشگیری است: هیدراتاسیون و آلوپورینول یا راسبوریکاز برای خطر متوسط و راسبوریکاز برای خطر بالا؛ قلیایی کردن ادرار توصیه نمیشود و راسبوریکاز در کمبود G6PD منع مصرف دارد [۶، ۷].
- در هیپرکلسمی بدخیمی، پس از هیدراتاسیون، دنوزوماب یا بیسفسفونات وریدی توصیه قوی دارد؛ در هیپرکلسمی شدید ترکیب کلسیتونین با یکی از این دو پیشنهاد میشود و در هیپرکلسمی وابسته به کلسیتریول (مانند برخی لنفومها) گلوکوکورتیکوئید جایگاه ویژه دارد [۸، ۹].
- کمردرد تازه یا پیشرونده در بیمار سرطانی را جدی بگیرید: در شک به فشردگی متاستاتیک نخاع، MRI کل ستون فقرات ظرف ۲۴ ساعت و دگزامتازون ۱۶ میلیگرم لازم است؛ در کارآزمایی Patchell، جراحی رفع فشار پیش از پرتودرمانی توان راه رفتن را بسیار بهتر حفظ کرد [۱۰، ۱۱].
- بیشتر موارد سندرم ورید اجوف فوقانی تهدیدکننده فوری حیات نیستند و فرصت تشخیص بافتی پیش از درمان وجود دارد؛ در موارد تهدیدکننده (ادم مغز یا حنجره، ناپایداری همودینامیک) استنت سریعترین راه تسکین است [۱۲].
- در هیپرویسکوزیتی علامتدار، پلاسمافرز درمان انتخابی است و در هیپرلکوسیتوز لوسمی حاد، درمان اختصاصی لوسمی باید هرچه زودتر شروع شود؛ تزریق خون میتواند هیپرویسکوزیتی را بدتر کند [۱۳، ۱۴، ۱۵].
تب و نوتروپنی (Febrile Neutropenia)
فهرست رژیمهای درمانی و دوز۱۶ رژیم
تعریف. نوتروپنی یعنی شمارش نوتروفیل (سگمنته و باند) کمتر از ۵۰۰ در میکرولیتر، یا کمتر از ۱۰۰۰ با پیشبینی افت به زیر ۵۰۰ در ۲ روز آینده؛ تب یعنی دمای دهانی ≥۳۸٫۳ درجه سانتیگراد در یک نوبت، یا ≥۳۸٫۰ درجه که دستکم ۱ ساعت ادامه یابد یا دو بار در ۱۲ ساعت ثبت شود [۱۶].
اهمیت. در دادههای ۱۱۵ مرکز آمریکایی (۴۱٬۷۷۹ بیمار بستری)، مرگ بیمارستانی تب نوتروپنیک ۹٫۵٪ بود؛ این رقم بدون بیماری همراه عمده ۲٫۶٪، با یک بیماری همراه ۱۰٫۳٪ و با بیش از یک بیماری همراه ≥۲۱٫۴٪ بود و عفونت قارچی مهاجم، سپسیس گرم منفی و پنومونی از عوامل مستقل مرگ بودند [۱۷].
زمان، تعیینکننده است. رهنمود ASCO/IDSA تجویز نخستین دوز آنتیبیوتیک تجربی را ظرف ۱ ساعت از تریاژ توصیه میکند [۱]. در کوهورتی با ۳۰۷ اپیزود، هر ساعت تأخیر با HR مرگ ۲۸ روزه ۱٫۱۸ (۹۵٪ CI: ۱٫۱۰ تا ۱٫۲۶) همراه بود و مرگ ۲۸ روزه با شروع آنتیبیوتیک در ≤۳۰ دقیقه ۳٫۰٪ در برابر ۱۸٫۱٪ با شروع در ۳۱ تا ۶۰ دقیقه بود [۵]. همه بیماران تبدار نوتروپنیک باید سریع و با پوشش گرم مثبت و گرم منفی درمان شوند و طبقهبندی خطر نقطه شروع تصمیمگیری است [۱۸].
ارزیابی اولیه. پیش از آنتیبیوتیک دستکم دو سری کشت خون از دو محل جداگانه بگیرید؛ در صورت کاتتر ورید مرکزی یک سری از کاتتر (و در کاتترهای دائمی از هر لومن) اضافه کنید. تکرار روتین کشت پس از شروع درمان سودی ندارد، مگر در تب تازه، بدتر شدن بالینی یا رشد استافیلوکوک طلایی یا کاندیدا [۴]. تصویربرداری بر اساس علائم است: CT کمدوز قفسه سینه در علائم تنفسی؛ رادیوگرافی ساده به دلیل حساسیت کم در نوتروپنی توصیه نمیشود. پروکلسیتونین در برآورد احتمال باکتریمی کمککننده است و پروفیلاکسی ضدباکتری قبلی با شروع درمان تجربی قطع میشود [۴].
| متغیر | امتیاز در MASCC | امتیاز در CISNE |
|---|---|---|
| بار بیماری: بدون علامت یا علائم خفیف | ۵ | — |
| بار بیماری: علائم متوسط | ۳ | — |
| نبود افت فشار خون (فشار سیستولی بالای ۹۰) | ۵ | — |
| بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) | ۴ در صورت نبود | ۱ در صورت وجود |
| تومور توپر، یا بدخیمی خونی بدون عفونت قارچی قبلی | ۴ | — |
| نبود کمآبی نیازمند مایع وریدی | ۳ | — |
| سرپایی بودن هنگام شروع تب | ۳ | — |
| سن کمتر از ۶۰ سال | ۲ | — |
| وضعیت عملکردی ECOG ≥۲ | — | ۲ |
| هیپرگلیسمی ناشی از استرس | — | ۲ |
| بیماری قلبیعروقی مزمن | — | ۱ |
| موکوزیت درجه ≥۲ یا مونوسیت کمتر از ۲۰۰ در میکرولیتر | — | هر کدام ۱ |
MASCC (وزنها از مقاله اصلی؛ مجموع حداکثر ۲۶): امتیاز ≥۲۱ یعنی خطر کم، با ارزش اخباری مثبت ۹۱٪، اختصاصیت ۶۸٪ و حساسیت ۷۱٪ در مجموعه اعتبارسنجی [۲، ۴]. CISNE برای تومور توپر با تب نوتروپنیک «بهظاهر پایدار» طراحی شده است: ۰ امتیاز = خطر کم، ۱ تا ۲ = متوسط و ≥۳ = بالا؛ عوارض جدی در این سه گروه ۱٫۱٪، ۶٫۱ تا ۶٫۲٪ و ۳۲٫۵ تا ۳۶٪ بود و سطح زیر منحنی ROC آن ۰٫۸۶۸ در برابر ۰٫۷۲۱ برای MASCC بود [۳]. رهنمود AGIHO ۲۰۲۴ در اورژانس CISNE را برای شناسایی بیماران کمخطر مفیدتر از MASCC میداند و استفاده از qSOFA را برای غربالگری سپسیس در تب نوتروپنیک توصیه نمیکند [۴].
الگوریتم گامبهگام برخورد با تب نوتروپنیک
- ۱
- ۲
۲. طبقهبندی خطر
طول مورد انتظار نوتروپنی مهمترین متغیر است: نوتروپنی بیش از ۷ روز یعنی خطر بالا؛ نوتروپنی ≤۷ روز همراه با عوامل خطر بالینی (نوع و مرحله بیماری، نوع و دوز شیمیدرمانی، نخستین دوره درمان، نارسایی قلب یا کلیه، لکوپنی قبلی، افزایش آلکالن فسفاتاز و بیلیروبین، وضعیت عملکردی ضعیف) نیز پرخطر است [۴]. شاخص MASCC یا CISNE و قضاوت بالینی مکمل این ارزیابی است [۱، ۳].
- ۳
۳. خطر استاندارد: درمان خوراکی سرپایی
بیمار با خطر استاندارد، MASCC بالا، وضعیت بالینی پایدار و همکاری کامل (همراه در منزل، در دسترس بودن تلفنی، دسترسی به مرکز هماتولوژیانکولوژی ظرف ۱ ساعت، توان مصرف داروی خوراکی و نداشتن پروفیلاکسی فلوروکینولون) میتواند سرپایی درمان شود [۴]. دوز اول در مرکز درمانی تجویز و بیمار دستکم ۴ ساعت پیش از ترخیص پایش شود؛ رژیم انتخابی فلوروکینولون خوراکی + آموکسیسیلین/کلاوولانات (یا کلیندامایسین در حساسیت به پنیسیلین) است [۱].
- ۴
۴. خطر بالا: بستری و بتالاکتام ضدسودوموناس
تکدرمانی با پیپراسیلین/تازوباکتام، سفپیم، مروپنم یا ایمیپنم، با توجه به الگوی مقاومت محلی؛ درمان ترکیبی فقط در شوک سپتیک یا عفونت شدید با خطر بالای باکتری مقاوم به چند دارو در نظر گرفته میشود [۴]. ونکومایسین روتین نیست و در موکوزیت شدید، عفونت پوست و بافت نرم، عفونت جسم خارجی (مانند کاتتر) یا کلونیزاسیون MRSA در نظر گرفته میشود [۱۶].
- ۵
۵. ارزیابی مجدد در ۷۲ تا ۹۶ ساعت
میانه زمان تا قطع تب ۳ تا ۵ روز است؛ ادامه تب بهتنهایی دلیل تغییر تجربی آنتیبیوتیک نیست و افزودن تجربی ونکومایسین یا تیکوپلانین در تب پایدار بهتر از دارونما نبود. در بیمار پرخطر با تب بیش از ۷۲ تا ۹۶ ساعت، بررسی هدفمند عفونت قارچی (CT ریه، گالاکتومانان) و راهبرد پیشدستانه ضدقارچ را در نظر بگیرید [۴].
- ۶
۶. طول درمان
آنتیبیوتیک تجربی را میتوان پس از ۳ تا ۵ روز بدون تب (کمتر از ۳۸ درجه بدون تببر؛ در کارآزمایی پایه، دستکم ۷۲ ساعت) و بهبود بالینی، صرفنظر از شمارش نوتروفیل، قطع کرد (سطح توصیه AI در AGIHO ۲۰۲۴) [۴].
رژیمهای تجربی ضدمیکروبی در تب نوتروپنیک (بزرگسال با عملکرد کلیه طبیعی)
سفپیم (تکدرمانی)
تب نوتروپنیک پرخطر یا بیمار بستری
تب نوتروپنیک پرخطر یا بیمار بستری
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| سفپیم | ۲ گرم | وریدی، انفوزیون حدود ۳۰ دقیقه | هر ۸ ساعت |
دوز و برنامه مطابق اندیکاسیون «درمان تجربی بیماران تبدار نوتروپنیک» در برچسب FDA و جدول دوز رهنمود AGIHO است [۱۶، ۱۹]. در کلیرانس کراتینین ≤۶۰ میلیلیتر در دقیقه دوز را طبق برچسب کاهش دهید؛ نوروتوکسیسیتی بهویژه با دوز تعدیلنشده در نارسایی کلیه رخ میدهد [۱۹]. انفوزیون طولانی بتالاکتامها را میتوان در نظر گرفت (سطح CIII) [۴].
پیپراسیلین/تازوباکتام (تکدرمانی)
تب نوتروپنیک پرخطر یا بیمار بستری
تب نوتروپنیک پرخطر یا بیمار بستری
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| پیپراسیلین/تازوباکتام | ۴٫۵ گرم | وریدی | ۳ یا ۴ بار در روز (هر ۸ یا ۶ ساعت) |
مروپنم (تکدرمانی)
تب نوتروپنیک پرخطر؛ بهویژه در کلونیزاسیون یا سابقه عفونت با انتروباکتریاسه تولیدکننده ESBL
تب نوتروپنیک پرخطر؛ بهویژه در کلونیزاسیون یا سابقه عفونت با انتروباکتریاسه تولیدکننده ESBL
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| مروپنم | ۱ گرم | وریدی | ۳ بار در روز (هر ۸ ساعت) |
ایمیپنم/سیلاستاتین (تکدرمانی)
تب نوتروپنیک پرخطر
تب نوتروپنیک پرخطر
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| ایمیپنم/سیلاستاتین | ۰٫۵ تا ۱ گرم | وریدی | ۴ بار در روز (هر ۶ ساعت) |
دوز از جدول AGIHO؛ دوزهای این جدول برای بزرگسالان بدون نارسایی کلیه است [۱۶].
ونکومایسین (فقط افزودنی و در اندیکاسیون خاص)
موکوزیت شدید، عفونت پوست و بافت نرم، عفونت جسم خارجی یا کاتتر، کلونیزاسیون MRSA
موکوزیت شدید، عفونت پوست و بافت نرم، عفونت جسم خارجی یا کاتتر، کلونیزاسیون MRSA
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| ونکومایسین | ۱ گرم (تنظیم با سطح خونی) | وریدی | ۲ بار در روز |
درمان خوراکی سرپایی: سیپروفلوکساسین + آموکسیسیلین/کلاوولانات
خطر استاندارد (نوتروپنی ≤۷ روز، MASCC بالا، بالینی پایدار)، بدون پروفیلاکسی فلوروکینولون
خطر استاندارد (نوتروپنی ≤۷ روز، MASCC بالا، بالینی پایدار)، بدون پروفیلاکسی فلوروکینولون
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| سیپروفلوکساسین | ۵۰۰ تا ۷۵۰ میلیگرم | خوراکی | ۲ بار در روز |
| آموکسیسیلین/کلاوولانات | ۱۰۰۰ میلیگرم | خوراکی | ۲ یا ۳ بار در روز |
دوزها از جدول AGIHO [۱۶]. ASCO/IDSA این ترکیب را رژیم تجربی سرپایی میداند (در حساسیت به پنیسیلین، کلیندامایسین بهجای آموکسیسیلین/کلاوولانات) و در صورت مصرف پروفیلاکسی فلوروکینولون پیش از تب آن را توصیه نمیکند [۱]. موکسیفلوکساسین ۴۰۰ میلیگرم یک بار در روز، با وجود نداشتن پوشش سودوموناس، در منع مصرف آمینوپنیسیلین یا سیپروفلوکساسین جایگزین است [۴، ۱۶]. ناپایداری بالینی، قطع نشدن تب یا از دست رفتن همکاری بیمار اندیکاسیون بستری فوری است [۴].
ضدقارچ تجربی در تب پایدار پرخطر
تب نوتروپنیک پرخطر با تب پایدار ≥۹۶ ساعت، بدون پروفیلاکسی ضدکپک
تب نوتروپنیک پرخطر با تب پایدار ≥۹۶ ساعت، بدون پروفیلاکسی ضدکپک
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| یکی از دو دارو | |||
| کاسپوفانجین | ۷۰ میلیگرم روز اول، سپس ۵۰ میلیگرم | وریدی | یک بار در روز |
| آمفوتریسین B لیپوزومال | ۳ میلیگرم/کیلوگرم | وریدی | یک بار در روز |
دوزها مطابق پروتکل کارآزمایی، رهنمود یا برچسب رسمی دارو (منبع در یادداشت هر رژیم) است. پیش از تجویز، شمارش سلولهای خون، عملکرد کلیه و کبد، تداخلات دارویی و شرایط بیمار را بررسی کنید و دوز را بر اساس برچسب دارو تعدیل کنید.
سندرم لیز تومور (TLS)
سندرم لیز تومور از تخریب سریع سلولهای بدخیم و آزاد شدن پتاسیم، فسفات و اسیدهای نوکلئیک (و در نتیجه اسید اوریک) پدید میآید و میتواند به آسیب حاد کلیه، آریتمی، تشنج و مرگ برسد؛ بیشترین بروز در تومورهای با تکثیر بالا و بار زیاد مانند لوسمی لنفوبلاستیک حاد و لنفوم بورکیت است [۲۰، ۲۱]. رسوب کریستالهای اسید اوریک، گزانتین و فسفات کلسیم در لولههای کلیوی عامل اصلی آسیب کلیه است و درمان با آلوپورینول میتواند با تجمع گزانتین به نفروپاتی گزانتینی بینجامد [۲۲].
طبقهبندی. در سامانه Cairo–Bishop، TLS آزمایشگاهی یعنی دستکم دو اختلال متابولیک (هیپراوریسمی، هیپرکالمی، هیپرفسفاتمی، هیپوکلسمی) از ۳ روز پیش تا ۷ روز پس از شروع درمان، و TLS بالینی یعنی TLS آزمایشگاهی همراه با افزایش کراتینین، تشنج، آریتمی یا مرگ [۲۰، ۲۲]. Howard و همکاران پیشنهاد کردهاند اختلالات همزمان (در یک بازه ۲۴ ساعته) باشند، معیار «۲۵٪ تغییر از پایه» کنار گذاشته شود و هر هیپوکلسمی علامتدار TLS بالینی شمرده شود [۲۲].
عوامل خطر. بار تومور (توده حجیم، درگیری کبد، طحال، کلیه یا مغز استخوان)، پتانسیل لیز (LDH بالا، حساسیت ذاتی تومور به درمان، شدت درمان اولیه) و ویژگیهای بیمار (نفروپاتی قبلی، الیگوری، کمآبی، افت فشار و ادرار اسیدی) خطر را تعیین میکنند؛ در موارد مرزی، LDH بیش از ۲ برابر حد بالای طبیعی یا اسید اوریک بالا بیمار را به گروه پرخطرتر منتقل میکند [۲۲]. پنل بینالمللی Cairo و همکاران بر پایه همین متغیرها (TLS آزمایشگاهی، تکثیر، حجم و مرحله تومور و نارسایی یا درگیری کلیه) بیماران را به خطر کم، متوسط و بالا تقسیم کرده است [۲۱].
داروهای هدفمند نیز TLS میدهند. در برچسب ونتوکلاکس برای CLL، خطر TLS در ۵ هفته افزایش تدریجی دوز طیفی پیوسته است و بهویژه با کلیرانس کراتینین کمتر از ۸۰ میلیلیتر در دقیقه و بار تومور افزایش مییابد: بار کم (همه غدد لنفاوی کمتر از ۵ سانتیمتر و لنفوسیت مطلق کمتر از ۲۵ هزار) با هیدراتاسیون خوراکی و آلوپورینول سرپایی؛ بار زیاد (هر غده ≥۱۰ سانتیمتر، یا لنفوسیت ≥۲۵ هزار همراه با غده ≥۵ سانتیمتر) با هیدراتاسیون وریدی ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیلیتر در ساعت، آلوپورینول (و راسبوریکاز در اسید اوریک پایه بالا) و بستری برای دوزهای ۲۰ و ۵۰ میلیگرم با آزمایش در ساعتهای ۴، ۸، ۱۲ و ۲۴ [۲۳].
درمان TLS برقرار. هیپرکالمی خطرناکترین جزء است: پتاسیم هر ۴ تا ۶ ساعت، پایش مداوم قلبی، محدودیت پتاسیم و فسفات، و همودیالیز در صورت نیاز؛ کلسیم گلوکونات تا زمان دیالیز خطر آریتمی را کم میکند. هیپوکلسمی بیعلامت درمان نمیخواهد و کلسیم فقط با کمترین دوز لازم برای علائم داده میشود، چون حاصلضرب کلسیم در فسفات (بهویژه بالای ۶۰) رسوب فسفات کلسیم را افزایش میدهد. آستانه دیالیز در TLS پایینتر از سایر علل آسیب حاد کلیه است [۲۲].
| اختلال | معیار TLS آزمایشگاهی | معیار TLS بالینی |
|---|---|---|
| هیپراوریسمی | اسید اوریک بیش از ۸٫۰ میلیگرم در دسیلیتر در بزرگسال (در کودک: بالاتر از حد طبیعی سن) | — |
| هیپرفسفاتمی | فسفر بیش از ۴٫۵ میلیگرم در دسیلیتر در بزرگسال (بیش از ۶٫۵ در کودک) | — |
| هیپرکالمی | پتاسیم بیش از ۶٫۰ میلیمول در لیتر | آریتمی یا مرگ ناگهانی بهاحتمال زیاد ناشی از هیپرکالمی |
| هیپوکلسمی | کلسیم اصلاحشده کمتر از ۷٫۰ میلیگرم در دسیلیتر یا کلسیم یونیزه کمتر از ۱٫۱۲ | آریتمی، تشنج، تحریکپذیری عصبیعضلانی (تتانی، اسپاسم کارپوپدال، لارنگواسپاسم)، افت فشار یا نارسایی قلب ناشی از هیپوکلسمی |
| آسیب حاد کلیه | — | افزایش کراتینین ۰٫۳ میلیگرم در دسیلیتر (یا یک مقدار بیش از ۱٫۵ برابر حد بالای طبیعی) یا الیگوری کمتر از ۰٫۵ میلیلیتر/کیلوگرم/ساعت به مدت ۶ ساعت |
TLS آزمایشگاهی: دو اختلال یا بیشتر در یک بازه ۲۴ ساعته، از ۳ روز پیش تا ۷ روز پس از شروع درمان. TLS بالینی: TLS آزمایشگاهی بهعلاوه افزایش کراتینین، تشنج، آریتمی یا مرگ. کلسیم اصلاحشده = کلسیم اندازهگیریشده + ۰٫۸ × (۴ − آلبومین) [۲۲].
پیشگیری و درمان TLS
هیدراتاسیون وریدی شدید
همه بیماران در معرض خطر؛ پایه پیشگیری و درمان
همه بیماران در معرض خطر؛ پایه پیشگیری و درمان
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| مایع وریدی ایزوتونیک | ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ میلیلیتر/مترمربع در روز (در پرخطرترین بیماران) | وریدی | پیوسته؛ ابتدا بولوس تا رسیدن به حجم طبیعی |
آلوپورینول خوراکی
پیشگیری در خطر کم تا متوسط (در کنار هیدراتاسیون)
پیشگیری در خطر کم تا متوسط (در کنار هیدراتاسیون)
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| آلوپورینول | بزرگسال: ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیگرم در روز؛ کودک: ۱۰۰ میلیگرم/مترمربع هر ۸ تا ۱۲ ساعت (۱۰ میلیگرم/کیلوگرم/روز، حداکثر ۸۰۰ میلیگرم) | خوراکی | روزانه؛ شروع ۲۴ تا ۴۸ ساعت پیش از شیمیدرمانی |
آلوپورینول وریدی
بیمارانی که داروی خوراکی را تحمل نمیکنند
بیمارانی که داروی خوراکی را تحمل نمیکنند
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| آلوپورینول سدیم | بزرگسال: ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیگرم/مترمربع در روز (حداکثر ۶۰۰ میلیگرم در روز)؛ کودک: شروع با ۲۰۰ میلیگرم/مترمربع در روز (حداکثر ۴۰۰ میلیگرم) | وریدی | یکجا یا تقسیمشده هر ۶، ۸ یا ۱۲ ساعت؛ شروع ۲۴ تا ۴۸ ساعت پیش از شیمیدرمانی |
تعدیل دوز در بزرگسال: کلیرانس کراتینین ۱۰ تا ۲۰ میلیلیتر در دقیقه، ۲۰۰ میلیگرم در روز؛ کمتر از ۱۰، ۱۰۰ میلیگرم در روز؛ دیالیز، ۵۰ میلیگرم هر ۱۲ ساعت یا ۱۰۰ میلیگرم هر ۲۴ ساعت [۲۵].
راسبوریکاز
درمان خط اول در خطر بالای TLS بالینی یا TLS برقرار؛ گزینه در خطر متوسط
درمان خط اول در خطر بالای TLS بالینی یا TLS برقرار؛ گزینه در خطر متوسط
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| راسبوریکاز | ۰٫۲ میلیگرم/کیلوگرم | وریدی، انفوزیون ۳۰ دقیقهای (نه بولوس) | روزانه تا حداکثر ۵ روز |
هشدار جعبهای: واکنش حساسیتی و آنافیلاکسی، همولیز و متهموگلوبینمی؛ در کمبود G6PD منع مصرف دارد و پیش از شروع، بیماران با احتمال بیشتر کمبود G6PD (مثلاً با تبار مدیترانهای یا آفریقایی) غربالگری شوند. راسبوریکاز اسید اوریک نمونه را در دمای اتاق تجزیه میکند: نمونه در لوله هپارینه از پیش سردشده، فوراً در آب یخ و ظرف ۴ ساعت سنجیده شود [۷]. در کودکان مبتلا به لنفوم بورکیت پیشرفته با درمان یکسان، TLS با راسبوریکاز ۹٪ در برابر ۲۶٪ با آلوپورینول و نیاز به دیالیز ۳٪ در برابر ۱۵٪ بود [۲۲].
فبوکسوستات (کارآزمایی FLORENCE)
بدخیمی خونی با خطر متوسط تا بالای TLS
بدخیمی خونی با خطر متوسط تا بالای TLS
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| فبوکسوستات | ۱۲۰ میلیگرم (دوز ثابت) | خوراکی | یک بار در روز؛ شروع ۲ روز پیش از شیمیدرمانی القایی |
در FLORENCE (۳۴۶ بیمار)، کنترل اسید اوریک با فبوکسوستات بهتر از آلوپورینول بود (AUC اسید اوریک ۵۱۴ در برابر ۷۰۸ میلیگرم×ساعت/دسیلیتر) ولی تغییر کراتینین و TLS بالینی تفاوت معنیداری نداشت [۲۶].
دوزها مطابق پروتکل کارآزمایی، رهنمود یا برچسب رسمی دارو (منبع در یادداشت هر رژیم) است. پیش از تجویز، شمارش سلولهای خون، عملکرد کلیه و کبد، تداخلات دارویی و شرایط بیمار را بررسی کنید و دوز را بر اساس برچسب دارو تعدیل کنید.
هیپرکلسمی بدخیمی
هیپرکلسمی در ۱۰ تا ۳۰٪ بیماران سرطانی رخ میدهد (بیشتر در سرطان سینه، ریه، لنفوم غیرهوچکین و مولتیپل میلوما)، حدود ۸۰٪ آن ناشی از پروتئین وابسته به پاراتورمون (PTHrP) و حدود ۲۰٪ ناشی از متاستاز استخوانی است و نشانه پیشآگهی بد است. علائم (بیاشتهایی، تهوع، یبوست، پرادراری، گیجی تا کما) بیشتر به سرعت افزایش کلسیم وابسته است تا مقدار مطلق آن؛ در نوار قلب ممکن است QT کوتاه، PR طولانی و QRS پهن دیده شود [۱۵]. کلسیم اصلاحشده با آلبومین = کلسیم سرم + ۰٫۸ × (۴٫۰ − آلبومین) [۹].
شدت و درمان اولیه. درمان فوری برای کلسیم کمتر از ۱۲ میلیگرم در دسیلیتر را میتوان به تعویق انداخت، ۱۲ تا ۱۴ بر اساس قضاوت بالینی و علائم درمان میشود و بالای ۱۴ معمولاً علامتدار است و مداخله میخواهد. هیدراتاسیون با سالین ایزوتونیک (بولوس ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیلیتر و سپس ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیلیتر در ساعت با هدف برونده ادرار ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیلیتر در ساعت) پایه درمان است و دیورتیک لوپ فقط در بیمار با حجم طبیعی یا افزایش حجم به کار میرود [۱۵]. برچسب زولدرونیک اسید نیز تأکید میکند که پیش از اصلاح کمآبی دیورتیک داده نشود [۲۷].
رهنمود انجمن غدد درونریز (۲۰۲۳). در بزرگسالان مبتلا به هیپرکلسمی بدخیمی، درمان با دنوزوماب یا بیسفسفونات وریدی توصیه قوی دارد؛ پیشنهادهای مشروط (با قطعیت شواهد پایین) عبارتاند از: ترجیح دنوزوماب بر بیسفسفونات وریدی؛ ترکیب کلسیتونین با بیسفسفونات وریدی یا دنوزوماب بهعنوان درمان اولیه هیپرکلسمی شدید؛ دنوزوماب در هیپرکلسمی مقاوم یا عودکننده با وجود بیسفسفونات؛ و در تومورهای همراه با کلسیتریول بالا (مانند برخی لنفومها) که با وجود گلوکوکورتیکوئید هیپرکلسمی شدید یا علامتدار دارند، افزودن بیسفسفونات وریدی یا دنوزوماب [۸]. برچسب پامیدرونات نیز گلوکوکورتیکوئید را در هیپرکلسمی بدخیمیهای خونی سودمند میداند [۹]. درمان بیماری زمینهای کلید کنترل پایدار است [۸].
شاهد مقایسهای. در تحلیل تجمیعی دو کارآزمایی تصادفی (کلسیم اصلاحشده ≥۱۲ میلیگرم در دسیلیتر)، پاسخ کامل تا روز ۱۰ با زولدرونیک اسید ۴ میلیگرم ۸۸٫۴٪ در برابر ۶۹٫۷٪ با پامیدرونات ۹۰ میلیگرم بود و میانه مدت پاسخ کامل ۳۲ در برابر ۱۸ روز بود [۲۸].
داروهای هیپرکلسمی بدخیمی (پس از هیدراتاسیون)
زولدرونیک اسید
هیپرکلسمی بدخیمی با کلسیم اصلاحشده ≥۱۲ میلیگرم در دسیلیتر
هیپرکلسمی بدخیمی با کلسیم اصلاحشده ≥۱۲ میلیگرم در دسیلیتر
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| زولدرونیک اسید | ۴ میلیگرم | وریدی، انفوزیون دستکم ۱۵ دقیقه | تکدوز؛ تکرار در صورت نیاز پس از دستکم ۷ روز |
مطابق برچسب FDA: کراتینین پیش از هر دوز سنجیده شود؛ در هیپرکلسمی بدخیمی با نارسایی خفیف تا متوسط کلیه (کراتینین کمتر از ۴٫۵ میلیگرم در دسیلیتر) تعدیل دوز لازم نیست؛ بیمار پیش از تزریق بهخوبی هیدراته شود و از هیدراتاسیون بیش از حد در نارسایی قلب پرهیز شود [۲۷].
دنوزوماب
برچسب FDA: هیپرکلسمی بدخیمی مقاوم به بیسفسفونات؛ رهنمود ۲۰۲۳ آن را بهطور مشروط بر بیسفسفونات ترجیح میدهد
برچسب FDA: هیپرکلسمی بدخیمی مقاوم به بیسفسفونات؛ رهنمود ۲۰۲۳ آن را بهطور مشروط بر بیسفسفونات ترجیح میدهد
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| دنوزوماب | ۱۲۰ میلیگرم | زیرجلدی | هر ۴ هفته، بهعلاوه دوزهای اضافه ۱۲۰ میلیگرم در روزهای ۸ و ۱۵ ماه اول |
پامیدرونات
جایگزین بیسفسفونات وریدی
جایگزین بیسفسفونات وریدی
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| پامیدرونات | متوسط (کلسیم اصلاحشده حدود ۱۲ تا ۱۳٫۵): ۶۰ تا ۹۰ میلیگرم؛ شدید (بیش از ۱۳٫۵): ۹۰ میلیگرم | وریدی، انفوزیون ۲ تا ۲۴ ساعت | تکدوز؛ تکرار پس از دستکم ۷ روز |
کلسیتونین سالمون
کاهش سریع ولی موقت کلسیم؛ در هیپرکلسمی شدید همراه با بیسفسفونات یا دنوزوماب
کاهش سریع ولی موقت کلسیم؛ در هیپرکلسمی شدید همراه با بیسفسفونات یا دنوزوماب
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| کلسیتونین سالمون | شروع ۴ واحد/کیلوگرم هر ۱۲ ساعت؛ در صورت پاسخ ناکافی پس از ۱ تا ۲ روز ۸ واحد/کیلوگرم هر ۱۲ ساعت و پس از ۲ روز دیگر حداکثر ۸ واحد/کیلوگرم هر ۶ ساعت | زیرجلدی یا عضلانی | هر ۱۲ ساعت (حداکثر هر ۶ ساعت) |
دوزها مطابق پروتکل کارآزمایی، رهنمود یا برچسب رسمی دارو (منبع در یادداشت هر رژیم) است. پیش از تجویز، شمارش سلولهای خون، عملکرد کلیه و کبد، تداخلات دارویی و شرایط بیمار را بررسی کنید و دوز را بر اساس برچسب دارو تعدیل کنید.
فشردگی متاستاتیک نخاع (MSCC)
شک بالینی. در بیمار با سابقه یا سرطان فعال، کمردرد پیشرونده یا شدید، درد مکانیکی، درد شبانه مختلکننده خواب، درد تشدیدشونده با سرفه یا زور زدن و درد رادیکولار هشداردهنده متاستاز ستون فقرات است؛ ضعف اندام، اختلال راه رفتن، بیحسی یا پارستزی و اختلال مثانه یا روده نشانه فشردگی نخاع یا دم اسب است و باید فوراً با هماهنگکننده خدمات MSCC تماس گرفته شود [۱۰].
تصویربرداری. MRI کل ستون فقرات روش تشخیصی توصیهشده است [۳۱]. NICE انجام MRI را در شک به MSCC هرچه سریعتر و همیشه ظرف ۲۴ ساعت توصیه میکند (سکانسهای ساژیتال T1 و/یا STIR کل ستون فقرات، T2 ساژیتال و مقاطع آگزیال در محلهای غیرطبیعی) [۱۰].
کورتیکواستروئید. در بیمار با علائم یا نشانههای عصبی MSCC، دگزامتازون ۱۶ میلیگرم خوراکی (یا معادل وریدی) هرچه زودتر داده میشود و تا جراحی یا پرتودرمانی روزانه ادامه مییابد و سپس بهتدریج قطع میشود؛ اگر MSCC رد شد، قطع شود [۱۰]. در یک کارآزمایی تصادفی، دگزامتازون با دوز بالا (بولوس ۹۶ میلیگرم وریدی، سپس ۹۶ میلیگرم خوراکی به مدت ۳ روز و کاهش در ۱۰ روز) همراه پرتودرمانی، حفظ توان راه رفتن را از ۶۳٪ به ۸۱٪ رساند و در ۶ ماه ۵۹٪ در برابر ۳۳٪ بیماران راه میرفتند؛ عوارض مهم در ۱۱٪ رخ داد [۳۲]. در کارآزمایی دیگری بولوس ۱۰ میلیگرم در برابر ۱۰۰ میلیگرم (سپس ۱۶ میلیگرم روزانه) تفاوتی در درد، راه رفتن یا عملکرد مثانه نداشت [۳۳].
جراحی: کارآزمایی Patchell. ۱۰۱ بیمار به جراحی رفع فشار مستقیم و سپس پرتودرمانی یا پرتودرمانی تنها (هر دو ۳۰ گری در ۱۰ جلسه) تصادفی شدند و مطالعه با قانون توقف زودهنگام متوقف شد: توان راه رفتن پس از درمان ۸۴٪ در برابر ۵۷٪ (نسبت شانس ۶٫۲؛ ۹۵٪ CI: ۲٫۰ تا ۱۹٫۸)، میانه حفظ توان راه رفتن ۱۲۲ در برابر ۱۳ روز و بازیابی راه رفتن در بیمارانی که ناتوان وارد شده بودند ۶۲٪ در برابر ۱۹٪ بود؛ نیاز به کورتیکواستروئید و مخدر نیز در گروه جراحی کمتر بود [۱۱].
پرتودرمانی. برای MSCC نامناسب برای جراحی، پرتودرمانی فوری ظرف ۲۴ ساعت توصیه میشود، مگر در پاراپلژی یا تتراپلژی کامل بیش از ۲ هفته با درد کنترلشده یا پیشآگهی کلی ضعیف؛ NICE پرتودرمانی تکجلسهای ۸ گری را ترجیح میدهد مگر در خطر بالای عوارض (میدان بزرگ یا پرتودرمانی قبلی) [۱۰]. در کارآزمایی SCORAD (۶۸۶ بیمار؛ ۴۴٪ پروستات)، راه رفتن در هفته ۸ با ۸ گری تکجلسهای ۶۹٫۳٪ و با ۲۰ گری در ۵ جلسه ۷۲٫۷٪ بود؛ حد پایین فاصله اطمینان یکطرفه (−۱۱٫۵٪) از مرز عدمبرتری (−۱۱٪) کمی فراتر رفت و عدمبرتری اثبات نشد، هرچند بقای ۱۲ هفتهای مشابه بود (HR ۱٫۰۲) [۳۴]. پس از جراحی، پرتودرمانی تکمیلی پس از بهبود جراحی توصیه میشود و برای تصمیمگیری میتوان از نمره ناپایداری SINS و نمره پیشآگهی Tokuhashi اصلاحشده در کنار ارزیابی بالینی کمک گرفت [۱۰].
مسیر اقدام در شک به فشردگی متاستاتیک نخاع
- ۱
۱. شناسایی
کمردرد پیشرونده، شبانه یا رادیکولار در بیمار سرطانی، بهویژه همراه با ضعف، اختلال راه رفتن، اختلال حسی یا اسفنکتری؛ تماس فوری با تیم MSCC [۱۰].
- ۲
۲. دگزامتازون
در صورت علائم یا نشانههای عصبی، دگزامتازون ۱۶ میلیگرم خوراکی (یا معادل وریدی) بدون انتظار برای MRI؛ در بدخیمی خونی اثباتشده نیز ۱۶ میلیگرم و ادامه درمان با مشورت هماتولوژی [۱۰].
- ۳
۳. MRI کل ستون فقرات ظرف ۲۴ ساعت
تعیین سطح، شدت فشردگی و ضایعات متعدد؛ در صورت تشخیص نامعلوم سرطان اولیه و نبود نیاز به درمان فوری، بیوپسی هدایتشده با تصویربرداری [۱۰].
- ۴
- ۵
سندرم ورید اجوف فوقانی (SVC)
علتها. سرطان ریه غیرسلولکوچک (۲۲ تا ۵۷٪)، سرطان ریه سلولکوچک (۱۰ تا ۳۹٪) و لنفوم (۱ تا ۲۷٪) شایعترین علل بدخیم هستند؛ ترومبوز و علل خوشخیم نیز میتوانند علت باشند. علائم شایع شامل تورم گردن و صورت، تنگی نفس، تورم اندام فوقانی و تنه، سرفه و وریدهای کولترال قفسه سینه است [۱۲].
ابتدا تشخیص بافتی. تا ۵۹٪ بیماران بدون تشخیص قبلی سرطان مراجعه میکنند و روشهای کمتهاجمی (سیتولوژی خلط یا مایع پلور، بیوپسی غده لنفاوی سطحی) حدود دو سوم موارد را تشخیص میدهند. در بیشتر بیماران ارتباطی میان طول علائم و نتیجه درمان دیده نشده است؛ بنابراین تشخیص بافتی پیش از پرتودرمانی، درمان بهینه علت زمینهای را ممکن میکند [۱۲].
موارد تهدیدکننده حیات. در طبقهبندی Yu، درجه ۴ یعنی ادم مغزی قابلتوجه (گیجی، کاهش هوشیاری)، ادم حنجره (استریدور) یا اختلال همودینامیک (سنکوپ بدون عامل، افت فشار، نارسایی کلیه)؛ این گروه حدود ۵٪ بیماراناند و اندیکاسیون ونوگرافی فوری، استنت و در صورت نیاز ترومبولیز دارند. اگر استنت امکانپذیر باشد، پرتودرمانی فوری خط اول نیست، چون استنت علائم را سریعتر برطرف میکند [۱۲].
گزینههای درمانی. استنت داخلعروقی علائم را در ۰ تا ۷۲ ساعت و در ۸۰ تا ۹۵٪ بیماران تسکین میدهد (مرگ مرتبط با درمان ۳ تا ۴٪)؛ پرتودرمانی در ۳ تا ۳۰ روز و شیمیدرمانی در ۱ تا ۲ هفته اثر میکند. شیمیدرمانی در تومورهای حساس (سرطان ریه سلولکوچک، لنفوم غیرهوچکین، تومورهای سلول زایا) درمان اصلی است؛ در ترومبوز، ضدانعقاد خط اول است. هیچ کارآزمایی یا مروری فایده علامتی یا درازمدت کورتیکواستروئید را نشان نداده است؛ استفاده از آن به ادم راه هوایی یا پیشگیری از ادم ناشی از پرتو محدود و در صورت تجویز، با قدرت بالا و مدت کوتاه باشد [۱۲].
هیپرویسکوزیتی، لکوستاز و انتروکولیت نوتروپنیک
هیپرویسکوزیتی
شایعترین علت، ماکروگلوبولینمی والدنشتروم (۴۰ تا ۹۰٪ موارد) و سپس مولتیپل میلوماست؛ سهگانه کلاسیک خونریزی مخاطی یا پوستی، اختلال بینایی و نقص عصبی کانونی است. تزریق خون میتواند وضعیت را بدتر کند و تا حد امکان باید از آن پرهیز شود [۱۵]. در بیماران با تظاهرات خونریزیدهنده یا عصبی، پلاسمافرز درمان انتخابی و نسبتاً بیخطر است و اگر شک بالینی بالا و تظاهرات تیپیک باشد، شروع آن به اندازهگیری ویسکوزیته نیاز ندارد (هرچند نمونه برای تأیید فرستاده شود)؛ افزایش ویسکوزیته بیعلامت به پلاسمافرز نیاز ندارد [۱۳].
هیپرلکوسیتوز و لکوستاز
هیپرلکوسیتوز معمولاً به شمارش گلبول سفید بیش از ۱۰۰ هزار در میکرولیتر در لوسمی حاد گفته میشود و خطر آن از لکوستاز (بهویژه در مغز و ریه)، سندرم لیز تومور و DIC ناشی میشود؛ خطر عوارض در لوسمیهای حاد، بهویژه AML، بیشتر از لوسمیهای مزمن است و این وضعیت اورژانس خونی است [۳۵، ۳۶]. تا ۲۰٪ بیماران AML با هیپرلکوسیتوز مراجعه میکنند و مرگ تا ۸٪ در ۲۴ ساعت و ۲۹٪ در هفته اول گزارش شده است [۳۷]. کاهش سریع سلولها با لکوفرزیس، هیدروکسیاوره یا شیمیدرمانی انجام میشود، اما در متاآنالیز ۱۳ مطالعه گذشتهنگر (۱۷۴۳ بیمار)، لکوفرزیس مرگ زودرس را کاهش نداد (RR ۰٫۸۸؛ ۹۵٪ CI: ۰٫۶۹ تا ۱٫۱۳) [۳۷]. اثر هیدروکسیاوره چند روز طول میکشد و چون هر دو روش موقتاند، درمان اختصاصی لوسمی باید هرچه زودتر شروع شود [۱۴]. در هیپرویسکوزیتی ناشی از افزایش گلبول سفید نیز از تزریق خون پرهیز کنید [۱۵].
انتروکولیت نوتروپنیک (تیفلیت)
عارضهای تهدیدکننده حیات، عمدتاً در بدخیمیهای خونی، که با گسترش داروهای موکوزیتزا مانند تاکسانها شایعتر شده است. در بیمار نوتروپنیک با تب و علائم شکمی (درد کرامپی، نفخ، اسهال، خونریزی گوارشی)، ضخامت دیواره روده بیش از ۴ میلیمتر در تصویربرداری نشانه اصلی است؛ عفونت کلستریدیوئیدس دیفیسیل و سایر علل (مانند GVHD) باید رد شوند. عوارض شامل باکتریمی اغلب چندمیکروبی، خونریزی و سوراخ شدن یا آبسه است. درمان: استراحت روده، اصلاح سیتوپنی و اختلال انعقادی، آنتیبیوتیک وسیعالطیف و داروی ضدقارچ؛ جراحی برای عوارض (خونریزی، سوراخ شدن) و در صورت امکان پس از بهبود نوتروپنی [۳۸].
نکات کاربردی و امتحانی
- تب نوتروپنیک: دمای ≥۳۸٫۳ یک نوبت یا ≥۳۸٫۰ به مدت ۱ ساعت، با نوتروفیل کمتر از ۵۰۰ یا افت مورد انتظار به زیر ۵۰۰ در ۲ روز [۱۶].
- آنتیبیوتیک ظرف ۱ ساعت از تریاژ؛ بیمار کمخطر دستکم ۴ ساعت پیش از ترخیص پایش شود [۱].
- MASCC ≥۲۱ یعنی خطر کم؛ CISNE فقط برای تومور توپر با وضعیت بهظاهر پایدار است و قدرت تمایز بیشتری از MASCC دارد [۲، ۳].
- بیمار با پروفیلاکسی فلوروکینولون کاندید رژیم خوراکی فلوروکینولونی سرپایی نیست [۱].
- پروفیلاکسی اولیه G-CSF وقتی خطر تب نوتروپنیک رژیم حدود ۲۰٪ یا بیشتر است توصیه میشود [۳۹].
- راسبوریکاز: منع مصرف در کمبود G6PD؛ نمونه اسید اوریک روی یخ؛ فقط یک دوره درمان [۷]. قلیایی کردن ادرار در TLS توصیه نمیشود [۶].
- هیپوکلسمی بیعلامت در TLS درمان نمیخواهد؛ کلسیم اضافی رسوب فسفات کلسیم را بیشتر میکند [۲۲].
- زولدرونیک اسید ۴ میلیگرم در دستکم ۱۵ دقیقه؛ تکرار زودتر از ۷ روز نه [۲۷]. دنوزوماب در برچسب FDA برای هیپرکلسمی مقاوم به بیسفسفونات است ولی رهنمود ۲۰۲۳ آن را بهطور مشروط ترجیح میدهد [۸، ۲۹].
- MSCC: دگزامتازون ۱۶ میلیگرم و MRI کل ستون فقرات ظرف ۲۴ ساعت؛ Patchell: راه رفتن ۸۴٪ با جراحی + پرتودرمانی در برابر ۵۷٪ با پرتودرمانی تنها [۱۰، ۱۱].
- سندرم SVC بهندرت فوری است؛ تشخیص بافتی را فدای کورتیکواستروئید یا پرتودرمانی تجربی نکنید، مگر در ادم حنجره یا مغز [۱۲].
- لکوفرزیس در هیپرلکوسیتوز AML مرگ زودرس را کم نکرده است؛ درمان القایی را به تعویق نیندازید [۱۴، ۳۷].
رهنمودها و کارآزماییهای کلیدی
رهنمودها و کارآزماییهای کلیدی
۸ موردمدیریت سرپایی تب و نوتروپنی در بزرگسالان تحت درمان برای بدخیمی: بهروزرسانی رهنمود بالینی انجمن آمریکایی انکولوژی بالینی و انجمن بیماریهای عفونی آمریکا
رهنمود بالینی برای استفاده از داروهای ضدمیکروبی در بیماران نوتروپنیک مبتلا به سرطان: بهروزرسانی ۲۰۱۰ انجمن بیماریهای عفونی آمریکا
مدیریت نوتروپنی تبدار: راهنماهای بالینی ESMO
پیشگیری ضدمیکروبی در بیماران بزرگسال مبتلا به سرکوب ایمنی مرتبط با سرطان: بهروزرسانی راهنمای بالینی ASCO و IDSA
توصیههایی برای استفاده از فاکتورهای رشد گلبولهای سفید خون: بهروزرسانی رهنمود بالینی انجمن آمریکایی انکولوژی بالینی
تأثیر پیشگیری اولیه با فاکتور محرک کلونی گرانولوسیت (G-CSF) بر نوتروپنی تبدار و مرگومیر در بیماران بزرگسال مبتلا به سرطان تحت شیمیدرمانی: مرور نظاممند
جراحی رفع فشار مستقیم در درمان فشردگی نخاع ناشی از سرطان متاستاتیک: یک کارآزمایی تصادفی
اثر پرتودرمانی تکجلسهای در برابر چندجلسهای بر توان راه رفتن در بیماران مبتلا به فشردگی کانال نخاعی ناشی از سرطان متاستاتیک: کارآزمایی تصادفی SCORAD
پرسشهای خودآزمایی
پرسشهای خودآزمایی
زن ۵۲ سالهای با سرطان سینه، ۱۰ روز پس از دوره سوم شیمیدرمانی، با تب ۳۸٫۵ درجه و نوتروفیل ۳۰۰ مراجعه کرده است: علائم خفیف، فشار طبیعی، بدون COPD، بدون کمآبی و سرپایی. امتیاز MASCC و تصمیم مناسب چیست؟
امتیاز: ۵ (علائم خفیف) + ۵ (نبود افت فشار) + ۴ (نبود COPD) + ۴ (تومور توپر) + ۳ (نبود کمآبی) + ۳ (سرپایی) + ۲ (سن کمتر از ۶۰) = ۲۶؛ یعنی خطر کم (≥۲۱) [۲]. اگر نوتروپنی مورد انتظار ≤۷ روز باشد، عامل خطر بالینی دیگری نداشته باشد و معیارهای همکاری را داشته باشد، پس از دوز اول و دستکم ۴ ساعت پایش میتوان سیپروفلوکساسین + آموکسیسیلین/کلاوولانات خوراکی سرپایی را در نظر گرفت، به شرط آنکه پروفیلاکسی فلوروکینولون نگرفته باشد [۱، ۴].
بیمار پرخطر لوسمی با اسید اوریک ۱۲ میلیگرم در دسیلیتر و فسفر رو به افزایش؛ چرا قلیایی کردن ادرار توصیه نمیشود؟
پس از شروع راسبوریکاز، اسید اوریک آزمایشگاه نزدیک صفر گزارش شد ولی کراتینین بالا میرود. چه خطایی ممکن است رخ داده باشد؟
بیمار مبتلا به لنفوم با کلسیم اصلاحشده ۱۴٫۲ و سطح بالای کلسیتریول؛ درمان پایه چیست؟
در کارآزمایی SCORAD، چرا «اثبات نشدن عدمبرتری» با «بدتر بودن» یکی نیست؟
تفاوت راه رفتن در هفته ۸ (۶۹٫۳٪ در برابر ۷۲٫۷٪) معادل −۳٫۵٪ بود، اما حد پایین فاصله اطمینان یکطرفه (−۱۱٫۵٪) از مرز ازپیشتعیینشده (−۱۱٪) کمی فراتر رفت؛ پس عدمبرتری اثبات نشد، نه اینکه برتری پرتودرمانی چندجلسهای ثابت شده باشد. نویسندگان توصیه کردهاند میزان همپوشانی حد پایین با مرز در تفسیر بالینی در نظر گرفته شود [۳۴] و NICE همچنان ۸ گری تکجلسهای را جز در خطر بالای عوارض ترجیح میدهد [۱۰].
کدام بیمار مبتلا به سندرم ورید اجوف فوقانی به استنت فوری نیاز دارد؟
بیمار درجه ۴ طبقهبندی Yu: ادم مغزی (گیجی، کاهش هوشیاری)، ادم حنجره (استریدور) یا اختلال همودینامیک (سنکوپ، افت فشار، نارسایی کلیه)؛ حدود ۵٪ بیماران [۱۲].
در AML با گلبول سفید ۲۲۰ هزار و تنگی نفس، آیا لکوفرزیس مرگ زودرس را کم میکند و چه باید کرد؟
بیمار نوتروپنیک با تب، درد شکم و اسهال؛ در CT ضخامت دیواره سکوم ۷ میلیمتر است. تشخیص و درمان؟
انتروکولیت نوتروپنیک (ضخامت دیواره بیش از ۴ میلیمتر نشانه اصلی است). پس از رد عفونت کلستریدیوئیدس دیفیسیل: استراحت روده، اصلاح سیتوپنی و اختلال انعقادی، آنتیبیوتیک وسیعالطیف و داروی ضدقارچ؛ جراحی فقط برای عوارض و ترجیحاً پس از بهبود نوتروپنی [۳۸].
منابع علمی
۳۹ منبعنمایش همه منابع، ۵ مورد با خلاصه و ترجمه فارسیبستن فهرست منابع
شمارههای داخل متن، مانند [۱]، به این منابع اشاره دارند. منابعی که دکمه «خلاصه و ترجمه فارسی» دارند، در کتابخانه شواهد علمی خلاصه و ترجمه شدهاند.
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
- ۵
- ۶
- ۷
- ۸
- ۹
- ۱۰
- ۱۱
- ۱۲
- ۱۳
- ۱۴
- ۱۵
- ۱۶
- ۱۷Mortality, morbidity, and cost associated with febrile neutropenia in adult cancer patients
- ۱۸Clinical practice guideline for the use of antimicrobial agents in neutropenic patients with cancer: 2010 update by the infectious diseases society of america
- ۱۹
- ۲۰
- ۲۱
- ۲۲
- ۲۳VENCLEXTA (venetoclax tablets) for oral use: Prescribing Information
- ۲۴Allopurinol tablets, for oral use: Prescribing Information
- ۲۵ALOPRIM (allopurinol sodium) for injection, for intravenous use: Prescribing Information
- ۲۶FLORENCE: a randomized, double-blind, phase III pivotal study of febuxostat versus allopurinol for the prevention of tumor lysis syndrome (TLS) in patients with hematologic malignancies at intermediate to high TLS risk
- ۲۷
- ۲۸
- ۲۹
- ۳۰MIACALCIN (calcitonin salmon) injection, for subcutaneous or intramuscular use: Prescribing Information
- ۳۱Assessment and Management of Patients With Metastatic Spinal Cord Compression: A Multidisciplinary Review
- ۳۲Effect of high-dose dexamethasone in carcinomatous metastatic spinal cord compression treated with radiotherapy: a randomised trial
- ۳۳Initial bolus of conventional versus high-dose dexamethasone in metastatic spinal cord compression
- ۳۴
- ۳۵
- ۳۶Hyperleukocytosis, leukostasis and leukapheresis: practice management
- ۳۷
- ۳۸
- ۳۹Recommendations for the Use of WBC Growth Factors: American Society of Clinical Oncology Clinical Practice Guideline Update
این مطلب بر پایه منابع علمی معتبر تهیه شده و آخرین بار در ۲۸ مهر ۱۴۰۵ بهروزرسانی شده است. محتوای این وبسایت صرفاً جنبه آموزشی و اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمان توسط پزشک متخصص نیست. برای هر تصمیم درمانی با پزشک معالج خود مشورت کنید.