این داستان واقعی است. بیمار و خانوادهاش اجازه دادهاند آن را بدون نام منتشر کنیم، به این امید که به بیماران و خانوادههای دیگر کمک کند.
حدود هفت سال پیش، مردی در تهران که آن روزها نزدیک ۶۵ سال داشت، شنید که سرطان خون دارد: لوسمی لنفوسیتی مزمن، یا همان CLL. شنیدن کلمه «سرطان» برای هر کسی سخت است، ولی حال خودش خوب بود. همیشه اهل ورزش بود؛ هر روز راه میرفت، کارهایش را خودش انجام میداد و زندگیاش مثل همیشه بود. CLL اغلب آهسته پیش میرود [۱۰]، و او تصمیم گرفت این بیماری را خوب بشناسد.
سال به سال، عدد گلبولهای سفید در برگههای آزمایشش بزرگتر شد تا از ۱۰۰ هزار هم گذشت؛ خیلی بیشتر از حد طبیعی. یک پزشک، بعد پزشکی دیگر، و در این سالها روی هم حدود ده پزشک، به او گفتند باید شیمیدرمانی را شروع کند.
او اما اهل تسلیم شدن بیسؤال نبود. میخواند، میپرسید و جستوجو میکرد، و فهمید که در CLL، تا وقتی بیماری آرام است و نشانههای خاصی پیدا نشده، صبر کردن همراه با آزمایشهای منظم میتواند تصمیم درستی باشد [۱]. پس هر بار تصمیمش همان بود: صبر و پیگیری. آزمایشهایش را مرتب انجام داد و زندگیاش را کرد. هفت سال همینطور گذشت؛ هفت سال زندگی عادی، بدون حتی یک روز شیمیدرمانی.
بهار ۱۴۰۴، آرامش این هفت سال در چند هفته به هم ریخت. دارویی که پزشک چشم برای او تجویز کرده بود بیش از اندازه مصرف شد. خستگیای سراغش آمد که شبیه هیچ خستگیای نبود؛ آنقدر بیحال شد که کارهای ساده هم سخت شده بود. و بیماریای که هفت سال آرام مانده بود، انگار از خواب بیدار شد: خونش کم شد، پلاکتهایش پایین آمد و گلبولهای سفیدش سریعتر از همیشه بالا رفت.
کارش به بیمارستان کشید. اکسیژن خونش بهشدت پایین آمده بود و دو هفته با آنتیبیوتیکهای قوی بستری ماند. بعد مشکل تازهای پیدا شد: دیگر نمیتوانست غذا و آب را درست قورت دهد. هر لقمه و هر جرعه ممکن بود بهجای معده راهش را به ریهها پیدا کند و ریه را عفونی کند؛ عفونتی که پزشکان به آن «ذاتالریه آسپیراسیون» میگویند [۱۱].
یک روز چند زردآلو خورد، و همین چند زردآلو کافی بود که ذاتالریه برگردد و دوباره کارش به بیمارستان بکشد. این بار گفتاردرمانگر هم به کمکش آمد: تمرینهای بلع، همراه با پالسهای ملایم الکتریکی روی گردنش. حدود دوازده روز بعد، با پای خودش و بدون اکسیژن از بیمارستان به خانه برگشت، و امید دوباره جان گرفت.
اما این آرامش دوام نیاورد. دو روز پشت سر هم خوندماغ شد. شبها خستگی و بیدار شدنهای پشت سر هم نمیگذاشت بخوابد. و عفونتها باز برمیگشتند؛ هر بار سمجتر از قبل، و هر بار آنتیبیوتیکها کمتر اثر میکردند.
سه ماه تمام، غذایش از لولهای میگذشت که از بینی تا معدهاش رفته بود: روزی حدود یک لیتر غذای مایع. آنقدر ضعیف شده بود که بهسختی قدم برمیداشت. پزشکان کمکم از «PEG» حرف میزدند: لولهای که با یک عمل کوچک از دیواره شکم مستقیم وارد معده میشود؛ یعنی شاید ماهها یا حتی سالها باید با لوله غذا میخورد.
در این ماهها، پزشکانش قرص هدفمندی به نام ایبروتینیب را هم شروع کرده بودند. گلبولهای سفیدش کمی پایین آمد، ولی حالش بهتر نشد.
اواخر تابستان ۱۴۰۴، سه ماه پس از شروع این روزهای سخت، خانوادهاش او را با همین حال نزد دکتر محمدرضا دبیری، فوقتخصص خون و سرطان، بردند. نبرد اول، نبرد با عفونت بود. آخرین بار که عفونت شعلهور شد، حتی مروپنم هم جواب نداد و فقط آنتیبیوتیک دیگری به نام پیپراسیلین-تازوباکتام توانست آن را مهار کند. و این بار، عفونت دیگر برنگشت.
حالا که ریههایش بالاخره آرام گرفته بودند، بدنش کمکم جان گرفت. دوباره توانست غذا را قورت دهد و روزی رسید که لوله تغذیه را برداشتند؛ لوله شکمی هرگز لازم نشد. مردی که ماهها بهسختی قدم برمیداشت، دوباره راه افتاد؛ اول چند قدم، بعد بیشتر و بیشتر.
اما ریشه ماجرا هنوز سر جایش بود: خودِ سرطان خون. ایبروتینیب بعد از حدود چهار ماه نتوانسته بود آن را مهار کند. پاییز ۱۴۰۴، دکتر دبیری تصمیمی گرفت که مسیر داستان را عوض کرد: کنار گذاشتن ایبروتینیب و شروع قرصی به نام ونتوکلاکس، همراه با تزریق ماهانه ریتوکسیماب.
ونتوکلاکس داروی قدرتمندی است و باید با احتیاط شروع شود [۵]؛ برای همین درمان در بیمارستان آغاز شد. دوز دارو از مقدار کمی شروع شد و هر هفته یک پله بالاتر رفت، تا پنج هفته. سرم، دارویی برای پایین آوردن اسید اوریک خون و آزمایشهای پشت سر هم، مراقب کلیههایش بودند [۵]. آنتیبیوتیک هم گرفت تا عفونت برنگردد.
و بعد، تغییری آمد که کمتر کسی انتظارش را داشت. فقط دو هفته بعد، شمار گلبولهای سفیدش، که چند ماه پیش به حدود ۳۰۰ هزار رسیده بود، به حدود ۳ هزار رسید؛ عددی طبیعی، برای مردی که سالها در برگههای آزمایشش عدد ششرقمی دیده بود. از آن روز، با کمی بالا و پایین، در حد طبیعی یا نزدیک به آن مانده است.
ماه به ماه قویتر شد. امروز، حدود یک سال بعد، دوباره همان مرد ورزشکارِ همیشه است: هر روز یک ساعت پیادهروی و ورزش میکند، غذایش را خودش میخورد و زندگیاش کاملاً عادی است. کسی که امروز او را ببیند، هرگز حدس نمیزند که یک سال پیش با لوله غذا میخورد و بهسختی قدم برمیداشت. در سختترین روزهای بیماری، وقتی آنتیبیوتیکها یکی پس از دیگری کم میآوردند و صحبت از لولهای در شکم بود، کمتر کسی باور میکرد چنین روزی برسد.
تزریقهای ریتوکسیماب ماهها پیش تمام شد. ونتوکلاکس را یک سال دیگر ادامه میدهد و بعد، طبق برنامه، قطع میشود. آزمایشهایش مرتب انجام میشود و گلبولهای سفیدش حدود ۷ هزار است.
داستان او پر از لحظههایی بود که میشد امید را از دست داد. اما نشان میدهد که درمانهای امروزِ سرطان خون، حتی وقتی همهچیز ناامیدکننده به نظر میرسد، میتوانند مسیر زندگی را عوض کنند.
این داستان به ما چه میگوید؟
گلبول سفید بالا بهتنهایی دلیل درمان نیست
در CLL درمان وقتی لازم است که بیماری فعال شود، نه فقط بهخاطر بالا بودن عدد [۱]. صبر کردن با آزمایشها و معاینههای منظم، خودش یک تصمیم درمانی است؛ ولی این تصمیم را با متخصص خون و سرطان بگیرید.
نشانههای فعال شدن بیماری را جدی بگیرید
کمخونی، کاهش پلاکت، بزرگ شدن غدد لنفاوی یا طحال، کاهش وزن، تب، تعریق شبانه یا خستگی شدید یعنی باید زود با متخصص خون و سرطان مشورت کنید [۱].
عفونت را در CLL جدی بگیرید
CLL بهمرور دستگاه ایمنی را ضعیف میکند. واکسنهای توصیهشده، مثل پنوموکوک، زونا و آنفلوانزا، را با نظر پزشک بزنید [۱] و با تب یا سرفه تازه زود به پزشک مراجعه کنید. پیشگیری از عفونت
امروز بیشتر بیماران به شیمیدرمانی نیاز ندارند
وقتی درمان CLL لازم میشود، داروهای هدفمند انتخاب اول بیشتر بیماراناند [۱]. اگر فقط شیمیدرمانی پیشنهاد شد، بپرسید چرا. شیمیدرمانی یا قرص هدفمند در CLL؟
اگر یک درمان کافی نبود، راه دیگری هست
قرصهایی مثل ایبروتینیب در بسیاری از بیماران CLL خوب جواب میدهند [۹]. اگر بیماری با آنها کنترل نشود، درمان بر پایه ونتوکلاکس در بیشتر بیماران پاسخ میدهد [۱، ۸].
همه داروها را با پزشک خون و سرطان هماهنگ کنید
به هر پزشکی که مراجعه میکنید بگویید CLL دارید و هر داروی تازه را با متخصص خون و سرطان خود هم در میان بگذارید. برخی داروها و حتی بعضی میوهها، مثل گریپفروت، با داروهای CLL تداخل دارند [۵].
این داستان یک بیمار است. همه بیماران اینقدر سریع یا اینقدر خوب پاسخ نمیدهند و انتخاب درمان به آزمایشها، بیماریهای دیگر، داروهای همزمان و خواست خود بیمار بستگی دارد [۱].
اگر پزشکتان درمان را لازم میداند، بپرسید کدام نشانه بیماری این را نشان میدهد و چه گزینههایی هست. تصمیم را با هم بگیرید و اگر مطمئن نیستید، نظر دوم یک متخصص خون و سرطان را بگیرید. درمان را خودتان شروع، قطع یا عوض نکنید.
پرسشهای متداول
آیا صبر کردن در CLL درست است؟
بله، تا وقتی بیماری آرام است. رهنمودهای بینالمللی میگویند درمان فقط وقتی شروع شود که بیماری «فعال» شده باشد [۱، ۲]؛ مثلاً وقتی کمخونی یا کاهش پلاکت بهعلت پیشرفت بیماری پیدا شود، غدد لنفاوی یا طحال خیلی بزرگ شوند یا رو به بزرگ شدن باشند، لنفوسیتها خیلی سریع بالا بروند (مثلاً در کمتر از ۶ ماه دو برابر شوند)، یا کاهش وزن، تب، تعریق شبانه یا خستگی شدید بهعلت خود بیماری پیدا شود [۱]. خودِ بالا بودن عدد گلبول سفید جزو این دلیلها نیست. در چند مطالعه، شروع زودتر درمان در بیماران بدون علامت، حتی با داروهای جدید، عمر را بیشتر نکرد [۱]. صبر کردن فقط با آزمایشها و معاینههای منظم و با نظر متخصص خون و سرطان درست است.
ذاتالریه آسپیراسیون چیست؟
ونتوکلاکس و ریتوکسیماب چطور کار میکنند؟
سلولهای CLL برای زنده ماندن به پروتئینی به نام BCL-2 تکیه دارند که جلوی مرگ طبیعی سلول را میگیرد؛ ونتوکلاکس به این پروتئین میچسبد و راه مرگ سلول سرطانی را دوباره باز میکند [۵]. ریتوکسیماب آنتیبادیای است که به نشانهای به نام CD20 روی سطح لنفوسیتهای B میچسبد و باعث نابودی آنها میشود [۶]. در این ترکیب، ریتوکسیماب ماهی یک بار و در مجموع ۶ بار تزریق میشود و ونتوکلاکس در مجموع ۲ سال خورده میشود و بعد قطع میشود [۳، ۵]. رهنمود اروپایی برای بیمارانی که بیماریشان با داروهایی مثل ایبروتینیب پیشرفت کرده، درمان بر پایه ونتوکلاکس را توصیه میکند [۱].
چرا درمان در بیمارستان و با دوز کم شروع شد؟
ونتوکلاکس میتواند سلولهای سرطانی را آنقدر سریع از بین ببرد که مواد آزادشده از آنها، مثل پتاسیم و اسید اوریک، در خون بالا برود و به کلیهها آسیب بزند؛ به این وضعیت «سندرم لیز تومور» میگویند [۵]. در بیمارانی که لنفوسیتهایشان خیلی زیاد است، این خطر بیشتر است. برای همین دوز در ۵ هفته کمکم بالا میرود و در بیماران پرخطر، نخستین دوزها در بیمارستان، با سرم، داروی کاهنده اسید اوریک و آزمایشهای خون مکرر داده میشود [۵].
ونتوکلاکس چه عوارضی دارد؟
آیا ریتوکسیماب همان شیمیدرمانی است؟
آیا این بیمار درمان قطعی شده است؟
بیماری او اکنون کنترل شده و زندگی عادی دارد. CLL معمولاً کاملاً از بین نمیرود، ولی اغلب آهسته پیش میرود و سالها کنترل میشود [۱۰]. در مطالعه MURANO، در بیمارانی که CLL آنها پس از درمان قبلی برگشته بود، همین دو سال درمان بیماری را بهطور میانه حدود ۴ سال و نیم کنترل کرد؛ در برابر حدود ۱ سال و نیم با شیمیدرمانی همراه با ریتوکسیماب [۴]. اگر بیماری روزی برگردد، درمانهای مؤثر دیگری هست [۱] و در همین مطالعه، تکرار همان ترکیب در بیشتر بیمارانی که دوباره آن را گرفتند پاسخ داد [۴]. بیشتر بخوانید: بهبودی (رمیشن) یعنی چه؟
گزارش مورد برای پزشکان
نمایش جزئیاتبستن
مرد ۷۲ ساله ساکن تهران با CLL، حدود ۷ سال در مرحله Rai 0 و بدون درمان. در بهار ۱۴۰۴، پس از مصرف بیش از حد یک داروی تجویزشده برای بیماری چشم، دچار افت سریع وضعیت عمومی، سیتوپنی، دیسفاژی و ذاتالریه آسپیراسیون مکرر با پاسخ رو به کاهش به آنتیبیوتیکها شد و حدود ۳ ماه با لوله NG تغذیه شد. پس از کنترل عفونت، بلع و راه رفتن برگشت و لوله NG برداشته شد (PEG لازم نشد). بهعلت پاسخ ناکافی بیماری پس از حدود ۴ ماه ایبروتینیب، درمان به ونتوکلاکس + ریتوکسیماب (برنامه MURANO) تغییر کرد؛ WBC در ۲ هفته طبیعی شد و بیمار یک سال بعد فعالیت کاملاً عادی دارد.
| زمان | وضعیت بالینی | آزمایشها | درمان |
|---|---|---|---|
| حدود ۷ سال تا بهار ۱۴۰۴ | CLL مرحله Rai 0 بدون علامت؛ فعالیت روزانه طبیعی | لنفوسیتوز پیشرونده؛ WBC بیش از ۱۰۰×۱۰⁹ در لیتر | پیگیری فعال؛ بیمار پیشنهاد شیمیدرمانی را نپذیرفت |
| بهار ۱۴۰۴ | مصرف بیش از حد داروی تجویزشده برای بیماری چشم؛ خستگی شدید و افت سریع وضعیت عمومی؛ بستری حدود ۲ هفته | WBC ۲۱۶×۱۰⁹ در لیتر (لنفوسیت ۹۸٪)، Hb ۷٫۱ گرم در دسیلیتر، پلاکت ۶۱×۱۰⁹ در لیتر، Na ۱۲۷ و K ۳٫۳ میلیمول در لیتر، HCO3 ۱۴ تا ۱۶٫۵ میلیمول در لیتر، هیپوکسمی شدید | آنتیبیوتیک وسیعالطیف و درمان حمایتی |
| خرداد تا شهریور ۱۴۰۴ | دیسفاژی اوروفارنژیال با ذاتالریه آسپیراسیون مکرر؛ تغذیه با لوله NG حدود ۳ ماه؛ ضعف و اختلال تعادل؛ ترخیص موقت در اوایل تیر (راه رفتن مستقل، بدون اکسیژن)؛ PEG مطرح شد | CRP تا ۱۹۴ میلیگرم در لیتر | دورههای پیدرپی آنتیبیوتیک، از جمله ونکومایسین و مروپنم؛ در آخرین دوره، شکست مروپنم و پاسخ به پیپراسیلین-تازوباکتام؛ توانبخشی بلع (تمرینها و NMES) |
| اواخر خرداد تا مهر ۱۴۰۴ (حدود ۴ ماه) | ایبروتینیب؛ خوندماغ | WBC ۲۹۸ ← ۲۱۸×۱۰⁹ در لیتر در ماه اول؛ Hb ۹٫۶ ← ۸٫۲ گرم در دسیلیتر؛ پلاکت حدود ۹۰×۱۰⁹ در لیتر | ایبروتینیب ۲۸۰ میلیگرم روزانه از راه NG، پس از حدود ۳ هفته ۴۲۰ میلیگرم |
| شهریور تا مهر ۱۴۰۴ | رفع عفونت؛ بازگشت بلع و راه رفتن؛ برداشتن لوله NG؛ PEG لازم نشد | — | ادامه ایبروتینیب |
| مهر ۱۴۰۴ | پاسخ ناکافی بیماری پس از حدود ۴ ماه ایبروتینیب | — | ونتوکلاکس + ریتوکسیماب طبق برنامه MURANO؛ شروع در بیمارستان با پیشگیری از TLS؛ آنتیبیوتیک در هفتههای اول |
| هفته ۲ ونتوکلاکس | — | WBC حدود ۳×۱۰⁹ در لیتر | ادامه افزایش تدریجی دوز |
| ماههای بعد | بازگشت کامل توان و فعالیت | WBC در محدوده طبیعی یا نزدیک به آن، با نوسان | ریتوکسیماب ۶ دوره؛ ونتوکلاکس ۴۰۰ میلیگرم روزانه |
| آبان ۱۴۰۵ (حدود ۱۲ ماه پس از شروع ونتوکلاکس) | پیادهروی و ورزش روزانه حدود ۱ ساعت؛ فعالیت عادی | WBC حدود ۷×۱۰⁹ در لیتر | ادامه ونتوکلاکس تا مجموع ۲۴ ماه از روز ۱ دوره ۱ ریتوکسیماب |
MRD، وضعیت IGHV و بررسی حذف 17p و جهش TP53 انجام نشده است.
اندیکاسیون درمان
در سالهای پیگیری، تنها یافته لنفوسیتوز بود (Rai 0). شمار مطلق لنفوسیت بهتنهایی معیار شروع درمان نیست و در بیماری بدون علامت مرحله اولیه، درمان زودهنگام حتی با داروهای هدفمند سود بقای کلی نشان نداده است [۱، ۲]. در بهار ۱۴۰۴، کمخونی (Hb کمتر از ۱۰ گرم در دسیلیتر) و ترومبوسیتوپنی (کمتر از ۱۰۰×۱۰⁹ در لیتر) با معیار نارسایی پیشرونده مغز استخوان iwCLL سازگار بود [۱، ۲].
چرا تغییر درمان؟
لنفوسیتوز پایدار در ماههای اول ایبروتینیب بهتنهایی نشانه شکست نیست: در مطالعات CLL، ۶۶٪ بیماران با ایبروتینیب تکدارویی افزایش لنفوسیت داشتند که در ماه اول شروع شد و بهطور میانه تا هفته ۱۴ برطرف شد (دامنه ۰٫۱ تا ۱۰۴ هفته) [۷]. تصمیم به تغییر بر پایه کل سیر بالینی گرفته شد: پس از حدود ۴ ماه، بیماری با ایبروتینیب مهار نشده بود و بیمار تازه از ماهها عفونت شدید با پاسخ رو به کاهش به آنتیبیوتیکها بیرون آمده بود؛ هدف، کنترل سریع و عمیق بیماری با درمانی با مدت محدود بود.
رهنمود EHA ۲۰۲۶ پس از پیشرفت با مهارکننده کووالان BTK (cBTKi)، تغییر به رژیم بر پایه ونتوکلاکس یا پیرتوبروتینیب را توصیه میکند؛ پاسخ کلی به ونتوکلاکس پس از شکست cBTKi در مطالعات ۷۰ تا ۸۰٪ بوده و VenR بهعلت مدت محدود، بهویژه در بیماران دارای بیماریهای همراه یا عدم تحمل cBTKi، اغلب ترجیح داده میشود [۱]. در کارآزمایی فاز ۲ ونتوکلاکس تکدارویی پس از ایبروتینیب، پاسخ کلی ۶۵٪ (۵۹ از ۹۱ بیمار) بود [۸].
MURANO (۳۸۹ بیمار R/R پس از ۱ تا ۳ خط درمان شامل دستکم یک رژیم حاوی شیمیدرمانی؛ ECOG ۰ یا ۱): PFS دوساله ۸۴٫۹٪ با VenR در برابر ۳۶٫۳٪ با BR (HR ۰٫۱۷)، با سود مشابه در بیماران دارای حذف 17p (۸۱٫۵٪ در برابر ۲۷٫۸٪) [۳]. در تحلیل نهایی با میانه پیگیری ۷ سال، میانه PFS ۵۴٫۷ در برابر ۱۷٫۰ ماه و OS هفتساله ۶۹٫۶٪ در برابر ۵۱٫۰٪ بود [۴]. این بیمار با سابقه ایبروتینیب و عملکرد ضعیف خارج از جمعیت MURANO بود؛ چون سود VenR با و بدون حذف 17p دیده شده بود، نبودن نتیجه TP53 مانع انتخاب آن نبود [۳].
پیشگیری از TLS
ALC بسیار بیشتر از ۲۵×۱۰⁹ در لیتر، بیمار را دستکم در گروه خطر متوسط TLS قرار میداد. برچسب FDA در خطر زیاد (هر غده ۱۰ سانتیمتر یا بیشتر، یا ALC ۲۵×۱۰⁹ یا بیشتر همراه هر غده ۵ سانتیمتر یا بیشتر) هیدراتاسیون خوراکی و وریدی، آلوپورینول (و در اسید اوریک پایه بالا، راسبوریکاز) و بستری برای نخستین دوزهای ۲۰ و ۵۰ میلیگرم با شیمی خون پیش از دوز و ۴، ۸، ۱۲ و ۲۴ ساعت بعد را توصیه میکند؛ در خطر متوسط با CLcr کمتر از ۸۰ میلیلیتر در دقیقه هم بستری در نظر گرفته میشود [۵]. درمان این بیمار در بیمارستان و با همین اقدامات پیشگیرانه شروع شد. معیارهای تشخیص TLS: سندرم لیز تومور: معیارهای کایرو-بیشاپ.
ونتوکلاکس + ریتوکسیماب (برنامه MURANO و برچسب FDA)
ونتوکلاکس + ریتوکسیماب (VenR)
CLL عودکرده یا مقاوم
CLL عودکرده یا مقاوم
| دارو | دوز | روش | زمان تجویز |
|---|---|---|---|
| افزایش تدریجی: ۵ هفته | |||
| ونتوکلاکس | هفته ۱: ۲۰؛ هفته ۲: ۵۰؛ هفته ۳: ۱۰۰؛ هفته ۴: ۲۰۰؛ هفته ۵: ۴۰۰ میلیگرم | خوراکی، با غذا و آب | یک بار در روز |
| دوره ۱ تا ۶ (دورههای ۲۸ روزه) | |||
| ریتوکسیماب | دوره ۱: ۳۷۵ میلیگرم/مترمربع؛ دوره ۲ تا ۶: ۵۰۰ میلیگرم/مترمربع | وریدی | روز ۱ هر دوره |
| از روز ۱ دوره ۱ تا ۲۴ ماه | |||
| ونتوکلاکس | ۴۰۰ میلیگرم | خوراکی، با غذا و آب | یک بار در روز |
ریتوکسیماب از هفته ۶ شروع میشود؛ یعنی پس از پایان افزایش تدریجی ۵ هفتهای که هفته آخر آن ۷ روز ونتوکلاکس ۴۰۰ میلیگرم است [۳، ۵]. پیش از ریتوکسیماب هپاتیت B را بررسی کنید (خطر فعال شدن دوباره HBV) و واکنشهای تزریق، بهویژه در نخستین تزریق، را پایش کنید [۶]. نوتروپنی درجه ۳ یا ۴ در ۶۳ تا ۶۴٪ بیماران CLL با ونتوکلاکس رخ داد؛ شمارش خون را پایش کنید [۵]. مهارکننده قوی CYP3A هنگام شروع و افزایش تدریجی منع مصرف دارد؛ با مهارکننده متوسط CYP3A دوز دستکم ۵۰٪ کاهش مییابد [۵]. واکسن زنده پیش، حین و پس از درمان تا بازگشت لنفوسیتهای B داده نشود [۵].
شواهد: MURANO (۲۰۱۸)
دوزها مطابق پروتکل کارآزمایی، رهنمود یا برچسب رسمی دارو (منبع در یادداشت هر رژیم) است. پیش از تجویز، شمارش سلولهای خون، عملکرد کلیه و کبد، تداخلات دارویی و شرایط بیمار را بررسی کنید و دوز را بر اساس برچسب دارو تعدیل کنید.
پاسخ و پیگیری
پاسخ خونی سریع بود: WBC حدود ۳×۱۰⁹ در لیتر در هفته ۲ و پس از آن در محدوده طبیعی یا نزدیک به آن (اکنون حدود ۷). MRD و آزمایشهای ژنتیک انجام نشده و ارزیابی رسمی پاسخ iwCLL (تصویربرداری و مغز استخوان) گزارش نشده است؛ پس پاسخ بالینی و خونی است. در MURANO، بیمارانی که در پایان درمان MRD غیرقابلتشخیص داشتند، میانه PFS پس از پایان درمان ۵۲٫۵ ماه در برابر ۱۸٫۰ ماه در بیماران MRD مثبت داشتند [۴].
نکات کاربردی
- شمار لنفوسیت بهتنهایی اندیکاسیون درمان نیست؛ تصمیم را بر پایه معیارهای iwCLL بگیرید [۱، ۲].
- در بیمار سالمند با عفونتهای مکرر، داروهای همزمان را مرور کنید؛ آزولها و دیگر مهارکنندههای CYP3A دوز ونتوکلاکس را تغییر میدهند [۵].
- بار تومور بالا مانع ونتوکلاکس نیست، ولی شروع بستری، افزایش تدریجی ۵ هفتهای و پیشگیری از TLS را لازم میکند [۵].
- پس از پاسخ ناکافی یا پیشرفت با cBTKi، رژیم بر پایه ونتوکلاکس با مدت محدود گزینهای مستند است [۱، ۸].
- در بیمارانی که از «شیمیدرمانی» میترسند، توضیح تفاوت درمانهای هدفمند امروزی با شیمیدرمانی کلاسیک تصمیم مشترک را ممکن میکند.
شواهد علمی
نمایش جزئیاتبستن
شواهد علمی
۴ موردمطالعه MURANO: تحلیل نهایی و نتایج زیرمطالعه درمان مجدد/تغییر گروه با ونتوکلاکس-ریتوکسیماب در بیماران مبتلا به لوسمی لنفوسیتی مزمن عودکرده یا مقاوم
ونتوکلاکس-ریتوکسیمب در لوسمی لنفوسیتی مزمن عودکرده یا مقاوم به درمان
رهنمودهای EHA برای مدیریت لوسمی لنفوسیتی مزمن و تبدیل ریشتر
رهنمودهای iwCLL برای تشخیص، اندیکاسیونهای درمان، ارزیابی پاسخ و مراقبت حمایتی در لوسمی لنفوسیتی مزمن
بیشتر بخوانید
پیوندهای مرتبط
انواع سرطان مرتبط
راهنمای درمان
منابع علمی
۱۱ منبعنمایش همه منابع، ۵ مورد با خلاصه و ترجمه فارسیبستن فهرست منابع
شمارههای داخل متن، مانند [۱]، به این منابع اشاره دارند. منابعی که دکمه «خلاصه و ترجمه فارسی» دارند، در کتابخانه شواهد علمی خلاصه و ترجمه شدهاند.
- ۱
- ۲
- ۳
- ۴
- ۵
- ۶
- ۷IMBRUVICA (ibrutinib) capsules, tablets and oral suspension — Prescribing Information
- ۸
- ۹Ibrutinib as Initial Therapy for Patients with Chronic Lymphocytic Leukemia
- ۱۰
- ۱۱
این مطلب بر پایه منابع علمی معتبر تهیه شده و آخرین بار در ۹ آبان ۱۴۰۵ بهروزرسانی شده است. محتوای این وبسایت صرفاً جنبه آموزشی و اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمان توسط پزشک متخصص نیست. برای هر تصمیم درمانی با پزشک معالج خود مشورت کنید.
این برگه از سایت چاپ شده است؛ نسخه کامل و بهروز: https://drdabiri.com/articles/cll-recovery-story/
